مجله آنلاین سرمایه‌گذاری و اقتصاد3 اسفند 1404

سمفونی معکوس تحریم‌ها

به گزارش اقتصادینو به نقل از ايمنا

به گزارش خبرگزاری ایمنا، اینجا پاییز ۲۰۲۴ است و الکسی، صاحب یک کارگاه کوچک تولید قطعات پلاستیکی در حومه یکاترینبورگ، تازه از بانک برمی‌گردد، او وام گرفته است. نه با بهره خفه‌کننده ماه‌های اول جنگ، بلکه با نرخی که شش ماه پیش برای یک اقتصاد در حال انفجار، رویایی بود. الکسی هنوز باور نمی‌کند که تحریم‌ها تمام شده‌اند، اما یک چیز را می‌فهمد: دستگاه‌هایش خاموش نیستند و سفارش‌ها زیاد شده‌اند. آیا این «اقتصاد جنگی» است که غرب پیش‌بینی می‌کرد؟ یا چیزی عمیق‌تر از آن در حال شکل‌گیری است؟

داستان رسمی در مسکو این است؛ الویرا نابیولینا، زنی که غرب یک دهه برای مهار تورم روسیه به او اعتماد کرده بود، حالا از «گذار به رشد پایدار» سخن می‌گوید. اما پشت تریبون، روایت دیگری هم جریان دارد. تصویری از یک نقشه معکوس که واشنگتن آن را طراحی کرد اما مسکو در حال اجرای آن است.

برای درک عمق ماجرا، باید به دو سال قبل برگشت. وقتی اولین موج تحریم‌ها همچون سونامی به سیستم مالی روسیه کوبید، پیش‌بینی استاندارد اقتصادهای وابسته به دلار این بود: نرخ بهره سر به فلک می‌کشد، تولید متوقف می‌شود، و مردم به خیابان‌ها می‌ریزند. نرخ بهره واقعاً بالا رفت. به ۲۱ درصد رسید، اما تولید متوقف نشد.

چیزی که تحلیلگران ناتو در محاسباتشان گنجانده بودند، «تاب‌آوری از طریق بازگشت به عقب» نبود، بلکه «بازآفرینی از طریق انزوا» بود. کاهش امروز نرخ بهره به ۱۶.۵ درصد، چهارمین کاهش پیاپی، تنها یک آمار نیست، کارنامه یک پروژه است! پروژه‌ای که در آن، کارخانه‌ای مثل کارخانه الکسی در یکاترینبورگ، به جای وابستگی به زنجیره تأمین اروپا، حالا به سفارش‌دهنده داخلی و تأمین‌کننده چینی وصل است، دلار از این معادله حذف شده است!

نکته متناقض اینجاست، هر گلوله‌ای که به سمت اوکراین شلیک می‌شود، از یک سو بودجه نظامی را می‌بلعد و از سوی دیگر، تقاضا برای تولید داخلی را چنان شعله‌ور می‌کند که اقتصا «بیش از حد داغ» شدن می‌ترسد، نابیولینا در نشست محرمانه خود با بانکداران که متن آن پیشتر منتشر شد، اعتراف کرده بود «کنترل تورم با این حجم از تقاضا، مثل راندن ماشین با یک دست بر روی لبه پرتگاه است»، اما امروز او می‌گوید تعادل در حال بازگشت است.

سمفونی معکوس تحریم‌ها

بن‌بست غرب، گشایش شرق

در حالی که مسکو نرخ بهره را کم می‌کند، پنجره‌های ساختمان‌های شیشه‌ای فرانکفورت و لندن، تصویر متفاوتی را نشان می‌دهند. آن سوی میدان جنگ، اقتصادهای «پیروز» در حال خفه شدن هستند. فدرال رزرو آمریکا هنوز در باتلاق نرخ‌های بالای بهره دست و پا می‌زند و کشورهای در حال توسعه، یک‌به‌یک زیر بار سنگین بدهی دلاری خود کمر خم می‌کنند.

اینجا تضاد تاریخی خود را نشان می‌دهد: غرب برای تنبیه روسیه، دلار را تحریم کرد. روسیه نیز در پاسخ، دلار را از مبادلات خود حذف کرد. حالا غرب با دلار مانده و تورم، و روسیه با روبل و تولید. اما برنده کیست؟ شاخص MOEX مسکو امروز صبح ۱.۴ درصد بالا رفت و سپس اندکی عقب نشست. این نوسان خفیف در مقایسه با سقوط آزاد بورس‌های اروپایی که قربانی سیاست‌های واشنگتن شده‌اند، چیزی نیست جز اعلام استقلال.

مسکو با گسترش مبادلات با ارزهای ملی در بریکس و اوراسیا، معماری جدیدی می‌سازد. معماری که در آن، الکسی قطعه‌ساز یکاترینبورگی، نه نگران نرخ برابری دلار، بلکه نگران ظرفیت خط تولید خود برای پاسخ به سفارش‌های جدید از قزاقستان و ایران است.

اما این موفقیت، یک مغز متفکر دارد و او زنی است که زمانی «بانوی زیبای کرملین» خطاب می‌شد. الویرا نابیولینا، اقتصاددانی که کار خود را در دوران یلتسین آغاز کرد، امروز به نماد «شکست پروژه تحریم» تبدیل شده است. او کسی است که در بحران ۲۰۱۴، روسیه را از شوک ارزی نجات داد و حالا در بحران ۲۰۲۲، استراتژی معکوس را در پیش گرفت: به جای تزریق پول برای نجات اقتصاد، اجازه داد تورم بالا برود اما تولید داخلی راه‌اندازی شود.

تصویر نابیولینا در این میان دوگانه است، از یک سو، او چهره خندان نشست خبری امروز است که از کاهش نرخ بهره و «عبور از نقطه اوج» سخن می‌گوید. از سوی دیگر، او همان کسی است که ماه‌ها در برابر موجسواری بانک‌ها بر روی نرخ بهره بالا مقاومت کرد تا سرمایه‌های سرگردان به سمت تولید سرازیر شوند، نه سفته‌بازی.

چالش او هنوز تمام نشده است. کاهش نرخ بهره به معنای ریسک بازگشت تورم است. بازار سهام روسیه با واکنش اولیه مثبت خود، هنوز نگران است. نگران اینکه مبادا این کاهش شتابزده، حباب تازه‌ای ایجاد کند. نابیولینا این را می‌داند. او در سخنرانی خود تأکید کرد: گذار به رشد پایدار، مسیری لغزنده است.

چه کسی می‌بازد؟ چه کسی می‌برد؟

تحلیل نهایی اما به یک جدول ساده ختم می‌شود. در این جنگ مالی، دو دسته بازنده اصلی وجود دارند؛ اول، اروپایی‌هایی که انرژی ارزان روسیه را با نرخ بهره بالا و رکود عوض کردند. دوم، کشورهای در حال توسعه‌ای که هنوز به نظام دلاری وابسته هستند و با هر افزایش نرخ بهره فدرال رزرو، بخشی از تولید ناخالص داخلی خود را دود شده می‌بینند.

در طرف مقابل، برنده این معادله، روسیه نیست؛ برنده «ایده چندقطبی بودن» است، کرملین نشان داده که می‌توان با وجود تحریم‌های فلج‌کننده، نه فقط زنده ماند، بلکه نرخ بهره را کاهش داد و تولید را افزایش داد، این پیامی است به تمام کشورهایی که یک روز فکر می‌کردند دلار اهرمی شکست‌ناپذیر است، اگر این مسیر ادامه یابد، تا دو سال دیگر شاهد روسیه‌ای خواهیم بود که نرخ بهره آن به سطوح عادی اقتصادهای نوظهور نزدیک شده، اما زنجیره تأمین آن به کلی از غرب جدا شده و به شرق پیوسته است، الکسی در یکاترینبورگ، دیگر نه قطعات یدکی برای خودروهای اروپایی، بلکه قطعات اصلی برای ماشین‌آلات چینی تولید خواهد کرد، اما اگر اصلاحی در کار نباشد و تورم دوباره اوج بگیرد، نابیولینا مجبور خواهد بود نرخ بهره را دوباره بالا ببرد. آن وقت است که پروژه "استقلال اقتصادی" با اولین شکست بزرگ خود روبه‌رو می‌شود. بانک مرکزی روسیه روی لبه تیغ حرکت می‌کند.

اقدام امروز مسکو، یک پیام روشن به واشنگتن داشت: تحریم‌ها دیگر آن سلاح کشنده دیروز نیستند. اما یک سؤال بی‌پاسخ روی میز باقی می‌ماند: آیا این مدل «اقتصاد مقاومتی» می‌تواند در درازمدت، رفاه و توسعه را برای شهروند عادی به ارمغان بیاورد، یا صرفاً یک الگوی مدیریت بحران در سایه جنگ است؟

پاسخ این سؤال، نه در مسکو و نه در واشنگتن، بلکه در کارگاه کوچک الکسی در یکاترینبورگ نوشته خواهد شد. جایی که چراغ‌ها هنوز روشن است، اما فردا معلوم نیست.

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *