۱۱ خرداد ۱۴۰۵ – ۲۰:۰۹
اروپا با ۷۵ میلیارد یورو به جنگ غولهای هوش مصنوعی رفت
به گزارش خبرگزاری ایمنا، سرمایهگذاری تا ۷۵ میلیارد یورویی سافتبنک در ساخت «کارخانههای هوش مصنوعی» در فرانسه را نمیتوان تنها بهعنوان یک پروژه عظیم صنعتی یا یک تصمیم سرمایهگذاری دیگر در صنعت فناوری تفسیر کرد. آنچه در روزهای اخیر از سوی ماسایوشی سون، بنیانگذار سافتبنک، اعلام شد بیش از هر چیز نشانه ورود جهان به مرحله تازهای از رقابت ژئوپلیتیکی بر سر زیرساختهای هوش مصنوعی است؛ مرحلهای که در آن برنده نهایی لزوماً شرکتی نیست که بهترین مدل زبانی را توسعه میدهد، بلکه کشوری است که بتواند برق، پردازش، مراکز داده و ظرفیت محاسباتی مورد نیاز اقتصاد هوش مصنوعی را در اختیار جهان قرار دهد. سافتبنک اعلام کرده است که در قالب بزرگترین سرمایهگذاری زیرساختی هوش مصنوعی خود در اروپا، تا ۵ گیگاوات ظرفیت مراکز داده هوش مصنوعی در فرانسه ایجاد خواهد کرد؛ پروژهای که فاز نخست آن با ۴۵ میلیارد یورو سرمایهگذاری در منطقه او-دو-فرانس تا سال ۲۰۳۱ آغاز میشود و در صورت تکمیل، به ۷۵ میلیارد یورو خواهد رسید.
این تحول در زمانی رخ میدهد که رقابت جهانی بر سر هوش مصنوعی وارد مرحلهای بهطورکامل متفاوت از سالهای اولیه شده است. اگر موج نخست رقابت بر توسعه الگوریتمها و موج دوم بر ساخت مدلهای زبانی متمرکز بود، اکنون جهان وارد موج سوم شده است؛ موجی که بر زیرساخت استوار است. به تعبیر ماسایوشی سون، «کشورهایی که زیرساخت این تحول را میسازند، آینده فناوری، صنعت و جامعه را شکل خواهند داد». این جمله در واقع عصاره منطق جدید اقتصاد دیجیتال است. در چنین فضایی، فرانسه دیگر بهصرف میزبان یک پروژه فناورانه نیست؛ بلکه در حال تبدیل شدن به یکی از گرههای اصلی شبکه جهانی پردازش هوش مصنوعی است. تحلیلگران فایننشال تایمز معتقدند این پروژه میتواند بزرگترین قطب زیرساختی هوش مصنوعی اروپا را ایجاد کند؛ قطبی که از منظر مصرف انرژی و ظرفیت پردازش، با بزرگترین مراکز داده جهان قابل مقایسه خواهد بود.
اهمیت این رویداد زمانی آشکارتر میشود که آن را در چارچوب رقابت سهجانبه آمریکا، چین و اروپا بررسی کنیم. طی دهه گذشته، ایالات متحده درعمل فرماندهی اقتصاد هوش مصنوعی را در اختیار داشت. غولهایی همچون مایکروسافت، گوگل، متا و اوپنایآی میلیاردها دلار برای توسعه مدلها و زیرساختهای اختصاصی خود هزینه کردند و بخش عمده ظرفیت پردازشی جهان را در اختیار گرفتند. چین نیز با تکیه بر سرمایهگذاری دولتی و برنامههای بلندمدت صنعتی تلاش کرد شکاف خود با آمریکا را کاهش دهد و نوعی استقلال فناورانه ایجاد کند. در این میان، اروپا عمدتاً به بازیگری تبدیل شده بود که مقررات مینوشت اما زیرساخت نمیساخت؛ بازاری بزرگ برای مصرف فناوری که سهم محدودی در تولید آن داشت. اکنون پروژه سافتبنک این معادله را به چالش میکشد و برای نخستین بار امکان ظهور یک قطب مستقل اروپایی در حوزه زیرساخت هوش مصنوعی را فراهم میسازد.

انتخاب فرانسه نیز حاصل یک تصمیم تصادفی نیست. طی سالهای اخیر، امانوئل مکرون تلاش کرده است فرانسه را به دروازه اصلی فناوریهای پیشرفته در اروپا تبدیل کند. برنامه «فرانسه ۲۰۳۰»، سرمایهگذاریهای گسترده در پژوهشهای هوش مصنوعی، توسعه ابررایانههای ملی و بهرهگیری از مزیت برق هستهای، همگی بخشی از راهبردی بودهاند که اکنون نتیجه آن در قالب جذب یکی از بزرگترین سرمایهگذاریهای تاریخ فناوری اروپا نمایان شده است. به نوشته فایننشال تایمز، گفتوگوهای مستقیم میان مکرون و ماسایوشی سون و تأکید رئیسجمهور فرانسه بر دسترسی این کشور به انرژی پایدار و زیرساخت صنعتی، نقش مهمی در متقاعد کردن سافتبنک برای انتخاب فرانسه ایفا کرده است. این موضوع نشان میدهد که در عصر هوش مصنوعی، رقابت کشورها دیگر صرفاً بر سر مالیات کمتر یا نیروی کار ارزانتر نیست؛ بلکه بر سر دسترسی به برق، شبکه، زمین صنعتی و توانایی تأمین پردازش در مقیاس عظیم شکل میگیرد.
در واقع، پروژه سافتبنک را میتوان بخشی از تغییر بزرگتر در استراتژی این شرکت نیز دانست. طی ماههای گذشته، این غول ژاپنی سرمایهگذاریهای متعددی در زنجیره ارزش هوش مصنوعی انجام داده و تلاش کرده است از یک سرمایهگذار سنتی فناوری به معمار زیرساختهای عصر هوش مصنوعی تبدیل شود، از سرمایهگذاری دهها میلیارد دلاری در اوپنایآی گرفته تا ورود به پروژههای مراکز داده در آمریکا و خاورمیانه، همه نشان میدهد که سون بر این باور است که ارزش واقعی آینده نه در اپلیکیشنها بلکه در ظرفیت پردازش نهفته است. برخی تحلیلگران این رویکرد را بازگشت به همان فلسفه قدیمی سافتبنک میدانند؛ فلسفهای که در دهههای گذشته بر کنترل زیرساختهای ارتباطی و مخابراتی استوار بود و اکنون در قالب زیرساختهای هوش مصنوعی بازتولید میشود.
مالکیت کارخانههای هوش مصنوعی
با این حال، این سرمایهگذاری عظیم تنها فرصت ایجاد نمیکند؛ بلکه مجموعهای از پرسشهای راهبردی را نیز در برابر اروپا قرار میدهد. اگرچه این پروژه میتواند وابستگی اروپا به زیرساختهای آمریکایی را کاهش دهد، اما همزمان وابستگی جدیدی به سرمایه خارجی ایجاد میکند. در بروکسل و برخی پایتختهای اروپایی این پرسش مطرح خواهد شد که مالکیت واقعی زیرساختهای حیاتی هوش مصنوعی باید در اختیار چه کسانی باشد و چگونه میتوان میان جذب سرمایه خارجی و حفظ حاکمیت دیجیتال توازن برقرار کرد. این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم مراکز داده هوش مصنوعی در آینده نقشی مشابه بنادر، شبکههای برق و خطوط انتقال انرژی در اقتصاد صنعتی خواهند داشت؛ یعنی داراییهایی که مستقیماً با امنیت ملی و قدرت اقتصادی گره خوردهاند.
از سوی دیگر، این پروژه میتواند رقابت میان مدلهای مختلف توسعه هوش مصنوعی را نیز تشدید کند. مدل آمریکایی بیشتر بر نوآوری بازارمحور و سودآوری شرکتهای خصوصی استوار است. مدل چینی بر هدایت دولتی و امنیت ملی تمرکز دارد. اما اروپا تلاش میکند رویکردی مبتنی بر «هوش مصنوعی قابل اعتماد» و مقرراتگذاری مسئولانه ایجاد کند. اگر فرانسه موفق شود زیرساخت لازم برای این مدل را فراهم آورد، اروپا برای نخستین بار خواهد توانست علاوه بر قانونگذاری، در تولید قدرت محاسباتی نیز نقشآفرین باشد. این تغییر میتواند موقعیت اتحادیه اروپا را از تنظیمکننده بازار به یکی از بازیگران تعیینکننده آن ارتقا دهد؛ تغییری که سالها مورد مطالبه سیاستگذاران اروپایی بوده است.
واکنشهای اولیه نیز نشان میدهد که این پروژه تنها یک خبر اقتصادی تلقی نمیشود. در محافل فناوری، بسیاری این اقدام را نشانه آغاز مسابقهای تازه برای ساخت «کارخانههای هوش مصنوعی» در سراسر جهان میدانند. برخی تحلیلگران هشدار میدهند که جهان ممکن است با موجی از سرمایهگذاریهای چندصد میلیارد دلاری در مراکز داده روبهرو شود؛ روندی که میتواند فشار بر شبکههای برق، منابع انرژی و زنجیره تأمین تجهیزات را افزایش دهد. در مقابل، حامیان این رویکرد معتقدند کشورهایی که امروز در ساخت این زیرساختها سرمایهگذاری نکنند، در دهه آینده به مصرفکنندگان صرف فناوری تبدیل خواهند شد و بخش بزرگی از ارزش افزوده اقتصاد دیجیتال را از دست خواهند داد.
در نهایت، آنچه در فرانسه آغاز شده است شاید بیش از آنکه درباره مراکز داده باشد، درباره بازتوزیع قدرت در جهان دیجیتال باشد. همانگونه که انقلاب صنعتی جایگاه کشورها را بر اساس توان تولید فولاد، انرژی و ماشینآلات تعیین کرد، انقلاب هوش مصنوعی نیز کشورها را بر اساس ظرفیت پردازش، دسترسی به انرژی و توان میزبانی از زیرساختهای محاسباتی رتبهبندی خواهد کرد. سرمایهگذاری ۷۵ میلیارد یورویی سافتبنک نشانه آن است که اروپا دیگر نمیخواهد تنها تماشاگر رقابت واشنگتن و پکن باقی بماند. این پروژه هنوز در آغاز راه قرار دارد، اما از هماکنون یک پیام روشن به جهان مخابره کرده است: نبرد آینده فقط بر سر هوش مصنوعی نیست؛ بر سر مالکیت کارخانههایی است که هوش مصنوعی را تولید میکنند. و هر کشوری که این کارخانهها را در اختیار داشته باشد، سهم بیشتری از قدرت اقتصادی، فناورانه و ژئوپلیتیکی قرن بیستویکم را تصاحب خواهد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید