مجله آنلاین سرمایه‌گذاری و اقتصاد9 مرداد 1405

زمان علیه واشنگتن می‌جنگد

زمان علیه واشنگتن می‌جنگد

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در جنگ‌های مدرن، همیشه طرفی که آتش بیشتری شلیک می‌کند، برنده نیست، گاهی پیروز واقعی، اقتصادی است که دیرتر فرسوده می‌شود. اگر در قرن بیستم، نتیجه نبردها با تعداد لشکرها، تانک‌ها و هواپیماها سنجیده می‌شد، در قرن بیست‌ویکم معیار دیگری نیز به همان اندازه تعیین‌کننده شده است؛ توان تحمل فشار اقتصادی در برابر گذر زمان، به همین دلیل، بسیاری از استراتژیست‌های نظامی از مفهومی با عنوان «کرونومتر جنگ» سخن می‌گویند؛ ساعتی که نه بر میدان نبرد، بلکه بر بازار نفت، نرخ تورم، بودجه دولت‌ها، بازارهای مالی و افکار عمومی حکومت‌ها اثر می‌گذارد. هر روزی که جنگ ادامه پیدا می‌کند، این کرونومتر برای همه طرف‌های درگیر در حال حرکت است، اما سرعت چرخش عقربه‌های آن برای همه یکسان نیست.

جنگ خاورمیانه نیز از همین قاعده پیروی می‌کند، شاید در ظاهر، اخبار روزانه حول محور حملات موشکی، جابه‌جایی ناوهای نظامی یا عملیات هوایی باشد، اما در لایه‌ای عمیق‌تر، نبرد اصلی بر سر اقتصاد انرژی جریان دارد؛ جایی که تنگه هرمز، باب‌المندب، بندرهای صادراتی، پالایشگاه‌ها، خطوط کشتی‌رانی و بیمه نفت‌کش‌ها به اندازه پایگاه‌های نظامی اهمیت پیدا کرده‌اند، امروز هر اختلال در این شریان‌ها، تنها صادرات نفت چند کشور را متوقف نمی‌کند، بلکه هزینه سوخت کارخانه‌ای در اروپا، قیمت بنزین در آمریکا، هزینه حمل کالا در آسیا و حتی نرخ تورم در اقتصادهای بزرگ جهان را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

صندوق بین‌المللی پول در تازه‌ترین گزارش منطقه‌ای خود درباره پیامدهای جنگ خاورمیانه تأکید می‌کند که این درگیری به یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های هم‌زمان انرژی، تجارت و بازارهای مالی در سال‌های اخیر تبدیل شده است، این نهاد هشدار می‌دهد که تداوم جنگ می‌تواند قیمت انرژی را برای مدت طولانی در سطوح بالا نگه دارد، مسیرهای تجارت جهانی را مختل کند، اعتماد سرمایه‌گذاران را کاهش دهد و فضای مالی دولت‌ها را بیش‌ازپیش محدود سازد؛ موضوعی که به‌ویژه برای اقتصادهای وابسته به واردات انرژی، رشد اقتصادی و ثبات قیمت‌ها را با تهدید جدی روبه‌رو می‌کند.

آنچه این بحران را از بسیاری از شوک‌های گذشته متمایز می‌کند، تنها افزایش قیمت نفت نیست، بلکه کاهش تدریجی توان اقتصاد جهانی برای جذب شوک‌های بعدی است، در هفته‌های نخست جنگ، بازار جهانی با آزادسازی ذخایر راهبردی نفت، افزایش تولید برخی کشورهای خارج از منطقه و استفاده از مسیرهای جایگزین حمل‌ونقل، توانست بخشی از فشار را مهار کند، اما صندوق بین‌المللی پول تصریح می‌کند این ظرفیت نامحدود نیست و هرچه بحران طولانی‌تر شود، ضربه‌گیرهای بازار یکی پس از دیگری تخلیه خواهند شد. در چنین شرایطی، هر اختلال جدید می‌تواند اثری بزرگ‌تر از شوک قبلی بر قیمت انرژی و اقتصاد جهانی بر جای بگذارد.

مذاکره بدون «تضمین عینی» تاکتیک فریب است - خانه ملت

علی محمدی، تحلیلگر اقتصادی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا، مفهوم «کرونومتر جنگ» را از نگاه اقتصاد سیاسی تشریح می‌کند و می‌گوید: علت اینکه می‌گوییم در مقطع کنونی کرونومتر جنگ به سود آمریکا نیست، فشار مستقیمی است که این جنگ بر اقتصاد جهانی و به‌ویژه اقتصاد آمریکا وارد می‌کند، بسته بودن تنگه هرمز، ناامن شدن باب‌المندب و افزایش هزینه بیمه و حمل‌ونقل دریایی، بازار انرژی را تحت فشار قرار داده است.

وی با بیان این که به اعتقاد من، تفاوت این مرحله از جنگ با روزهای نخست در آن است که بازار دیگر از حاشیه امنیت سابق برخوردار نیست، می‌افزاید: در دور اول جنگ، بازار توانست با آزادسازی ذخایر راهبردی، افزایش نسبی تولید برخی کشورها و استفاده از مسیرهای جایگزین بخشی از شوک را مهار کند. اما این ابزارها دائمی نیستند. صندوق بین‌المللی پول و بسیاری از مؤسسات انرژی هشدار داده‌اند که ظرفیت جذب شوک بازار نسبت به ابتدای بحران به‌طور محسوسی کاهش پیدا کرده است و ادامه بحران، مدیریت قیمت‌ها را دشوارتر خواهد کرد.

این ارزیابی با برآوردهای جدید بازار انرژی نیز هم‌خوانی دارد، تازه‌ترین نظرسنجی رویترز از مؤسسات بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد که با تداوم جنگ، برآورد کسری عرضه نفت در سال ۲۰۲۶ نسبت به پیش‌بینی‌های ابتدای سال حدود دو برابر شده و بسیاری از تحلیلگران احتمال بازگشت نفت به سطوح بالاتر از ۱۰۰ دلار را منتفی نمی‌دانند، به بیان دیگر اگر در آغاز بحران بازار امیدوار بود که با چند اقدام کوتاه‌مدت بتواند شوک را مهار کند، اکنون نگرانی اصلی به فرسایشی شدن بحران و کاهش انعطاف‌پذیری بازار جهانی معطوف شده است.

اما از نگاه محمدی، مهم‌ترین عقربه این کرونومتر، نه در میدان نبرد، بلکه در واشنگتن در حال حرکت است، او معتقد است هزینه‌های جنگ تنها به اعزام ناوهای هواپیمابر یا استقرار سامانه‌های دفاعی محدود نمی‌شود؛ بلکه هر روز ادامه درگیری، بار مالی جدیدی را بر بودجه آمریکا تحمیل می‌کند و هم‌زمان از مسیر افزایش قیمت انرژی، فشار بر مصرف‌کنندگان و تشدید تورم، فضای سیاست داخلی این کشور را نیز پیچیده‌تر می‌سازد.

وی در این باره می‌گوید: هم‌زمان، آمریکا ناچار است برای حفظ ناوگان دریایی، استقرار سامانه‌های پدافندی، حفاظت از پایگاه‌های منطقه‌ای و استمرار عملیات نظامی، روزانه صدها میلیون دلار هزینه کند. در داخل آمریکا نیز افزایش قیمت نفت منجر به رشد تورم، بالا ماندن نرخ بهره، افزایش بازده اوراق خزانه، فشار بر بازار سهام و کاهش محبوبیت سیاسی دولت منجر شده است. این همان کرونومتر سیاسی و اقتصادی واشنگتن است که با طولانی شدن بحران، سریع‌تر از کرونومتر تهران تحت فشار قرار می‌گیرد.

این تحلیل، با ارزیابی صندوق بین‌المللی پول نیز هم‌جهت است،IMF تأکید می‌کند که شوک انرژی تنها قیمت نفت را افزایش نمی‌دهد، بلکه از طریق تورم، افزایش نرخ‌های بهره، سخت‌تر شدن شرایط مالی، افت سرمایه‌گذاری و کاهش اعتماد فعالان اقتصادی به کل اقتصاد سرایت می‌کند. به بیان دیگر، هر دلار افزایش قیمت نفت، می‌تواند به زنجیره‌ای از پیامدهای مالی تبدیل شود که از بازار اوراق قرضه و بورس گرفته تا بودجه دولت‌ها و قدرت خرید خانوارها را تحت تأثیر قرار دهد.

البته محمدی تأکید می‌کند که این بدان معنا نیست که اقتصاد ایران از فشارهای جنگ مصون است، کاهش درآمدهای ارزی، دشوارتر شدن تجارت خارجی، افزایش هزینه‌های نظامی و محدودیت‌های مالی، اقتصاد ایران را نیز تحت فشار قرار می‌دهد، اما از نگاه او، تفاوت در نوع وابستگی دو اقتصاد است.

آمریکا برای حفظ جایگاه خود در اقتصاد جهانی، به تداوم جریان آزاد انرژی، تجارت و ثبات بازارهای مالی نیاز فوری‌تری دارد، در حالی که ایران در کوتاه‌مدت وابستگی کمتری به باز بودن این مسیرها برای جلوگیری از شکست دارد. از همین رو، به باور این تحلیلگر، دست‌کم در مرحله کنونی، عقربه‌های «کرونومتر اقتصادی جنگ» با سرعت بیشتری علیه واشنگتن حرکت می‌کنند تا تهران؛ زیرا در این نبرد، زمان تنها یک متغیر نظامی نیست، بلکه به مهم‌ترین متغیر اقتصادی جنگ تبدیل شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *