مجله آنلاین سرمایه‌گذاری و اقتصاد13 خرداد 1405

آب در نقطه تصمیم

آب در نقطه تصمیم

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در بسیاری از کشورهای جهان، مقابله با کم‌آبی مستلزم سرمایه‌گذاری‌های چند ۱۰ میلیارد دلاری در زیرساخت‌های انتقال آب، شیرین‌سازی آب دریا یا بازطراحی کامل الگوهای توسعه بوده است، چرا که مدیریت بهینه منابع آب یکی از مهم‌ترین چالش‌های قرن حاضر است، با اتخاذ راهکارهای ساده‌ای همچون استفاده از تجهیزات کم‌مصرف، آبیاری قطره‌ای در کشاورزی، و بازیابی آب باران، می‌توان مصرف را به شکل قابل توجهی کاهش داد، این اقدامات نه‌تنها هزینه‌های عملیاتی را پایین می‌آورند، بلکه فشار روی منابع زیرزمینی و سدها را نیز کم می‌کنند.

صرفه‌جویی در آب یک سرمایه‌گذاری بلندمدت برای آینده‌ای پایدار است، جوامع و سازمان‌هایی که فرهنگ مصرف هوشمندانه آب را نهادینه می‌کنند، در برابر خشکسالی‌ها و تغییرات اقلیمی تاب‌آوری بیشتری دارند، زیرا آموزش عمومی، استانداردگذاری صنعتی و توسعه فناوری‌های نوین در این حوزه، مسیر را برای نسل‌های آینده هموارتر خواهد کرد، آنچه از سخنان حامد یزدیان عضو هیئت‌رئیسه کمیسیون کشاورزی مجلس و محمد خلجی مدیر دفتر حفاظت از منابع آب شرکت آب منطقه‌ای اصفهان برمی‌آید، ارائه تصویری متفاوت از وضعیت کشور است؛ تصویری که در آن «مدیریت تقاضا»، «اصلاح رفتار مصرفی»، «افزایش بهره‌وری» و «کنترل برداشت‌های غیرمجاز» به‌عنوان مهم‌ترین ابزارهای عبور از بحران معرفی می‌شوند.

در واقع، هر دو مقام از دو سطح متفاوت حکمرانی آب سخن می‌گویند. حامد یزدیان از سطح سیاست‌گذاری کلان و الزامات برنامه هفتم توسعه به مسئله نگاه می‌کند و محمد خلجی از سطح اجرایی و میدانی، تجربه استان اصفهان را به‌عنوان یکی از بحرانی‌ترین مناطق کشور تشریح می‌کند. ترکیب این دو روایت، تصویری یه‌نسبت کامل از چالش‌ها و فرصت‌های مدیریت آب در ایران ارائه می‌دهد.

آب در نقطه تصمیم

حامد یزدیان، عضو هیئت‌رئیسه کمیسیون کشاورزی مجلس در مهم‌ترین بخش سخنان خود تأکید می‌کند؛ کشور ما جزو معدود کشورهایی است که می‌تواند بدون صرف هزینه‌های سنگین و فقط با مدیریت مصرف، از بحران کنونی عبور کند، این گزاره در نگاه نخست شاید خوش‌بینانه به نظر برسد، اما بررسی ادبیات علمی جهانی نشان می‌دهد که این ادعا تا حد زیادی با یافته‌های پژوهشی معتبر همخوانی دارد. مطالعات منتشرشده توسط OECD و World Bank طی سال‌های اخیر نشان داده‌اند که در بسیاری از کشورهای دارای تنش آبی، مدیریت تقاضا اغلب اثربخش‌تر و کم‌هزینه‌تر از توسعه بی‌پایان عرضه آب است. گزارش‌های بانک جهانی بارها تأکید کرده‌اند که هر واحد سرمایه‌گذاری در بهره‌وری مصرف آب، بازدهی اقتصادی بالاتری نسبت به پروژه‌های عظیم انتقال آب ایجاد می‌کند.

در همین چارچوب، یزدیان تصریح می‌کند: در حوزه‌هایی همچون آب، کشاورزی و انرژی، تغییر رفتار مصرفی یک ضرورت انکارناپذیر است، این تأکید بر رفتار مصرفی، با یافته‌های پژوهشگران Nature Human Behaviour نیز همخوان است، مطالعات این نشریه نشان می‌دهد که تغییرات رفتاری در مصرف‌کنندگان، در برخی حوزه‌ها می‌تواند اثری هم‌تراز یا فراتر از نوآوری‌های فناورانه داشته باشد. به بیان دیگر، فقط توسعه فناوری بدون اصلاح الگوی مصرف، قادر به حل بحران‌های منابع طبیعی نیست.

اما مهم‌ترین بخش سخنان یزدیان به اهداف کمی برنامه هفتم توسعه مربوط می‌شود، او می‌گوید: در حال حاضر متوسط مصرف سالانه آب در بخش کشاورزی ۸۰ میلیارد مترمکعب است، در حالی که این رقم باید به ۶۵ میلیارد مترمکعب کاهش پیدا کند، این هدف به معنای کاهش سالانه ۱۵ میلیارد مترمکعب مصرف آب کشاورزی است؛ رقمی که به طور تقریب معادل چند برابر ظرفیت بسیاری از سدهای بزرگ کشور محسوب می‌شود.

از منظر سیاست‌گذاری عمومی، دستیابی به چنین هدفی بدون افزایش بهره‌وری تقریبی غیرممکن است. گزارش‌های McKinsey Global Institute نشان می‌دهد کشورهایی که موفق به کاهش پایدار مصرف آب کشاورزی شده‌اند، سه ابزار را همزمان به‌کار گرفته‌اند: قیمت‌گذاری صحیح آب، فناوری‌های هوشمند مدیریت مصرف و اصلاح الگوی کشت. جالب آنکه هر سه محور در سخنان یزدیان نیز دیده می‌شود.

او هشدار می‌دهد: تعلل در اجرای طرح‌هایی همچون الگوی کشت و کاهش تلفات شبکه آبرسانی، تبعات جبران‌ناپذیری برای امنیت غذایی و اجتماعی کشور به همراه خواهد داشت، این هشدار از منظر اقتصاد سیاسی آب اهمیت ویژه‌ای دارد، تجربه کشورهایی نظیر استرالیا، اسپانیا و ایالات متحده نشان داده است که بحران آب در نهایت خود را در قالب بحران امنیت غذایی، افزایش قیمت محصولات کشاورزی، مهاجرت‌های اجباری و تنش‌های اجتماعی نشان می‌دهد. مطالعات منتشرشده در Nature Sustainability نیز رابطه مستقیمی میان افت منابع آب زیرزمینی و افزایش ناامنی غذایی در مناطق خشک جهان یافته‌اند.

یکی از نکات مهم سخنان یزدیان، رد نگاه ساده‌انگارانه به سهم بخش کشاورزی در بحران آب است، او می‌گوید: بهره‌وری تنها به کشاورزی محدود نیست و در شبکه آب شرب نیز باید نشت‌ها برطرف شود و صنایع نیز طبق تکلیف برنامه هفتم، به جای استفاده از آب تازه، از پساب استفاده کنند.

این نکته با ادبیات جدید مدیریت یکپارچه منابع آب کامل همسو است. در دهه‌های گذشته، تمرکز بیش از حد بر کشاورزی گاه موجب نادیده گرفتن ناکارآمدی‌های بخش شهری و صنعتی شده است. طبق گزارش OECD، در برخی کشورها تا ۳۰ درصد آب شرب شهری پیش از رسیدن به مصرف‌کننده نهایی از طریق نشت شبکه از بین می‌رود، بنابراین مدیریت بحران آب فقط با فشار بر کشاورزان قابل حل نیست؛ بلکه نیازمند اصلاح کل زنجیره مصرف است.

در همین زمینه، یزدیان به الگوی کشت اشاره کرده و تصریح می‌کند: طبق این الگو، برای هر منطقه محصول مناسب آن تعیین شده و ممکن است مکان کشت برخی محصولات به طور کلی تغییر کند، این اظهارنظر یکی از مهم‌ترین بخش‌های سخنان اوست. در واقع، مسئله الگوی کشت در ایران سال‌هاست که از مرحله طراحی عبور کرده اما در مرحله اجرا با موانع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو شده است.

مطالعات منتشرشده در Science Advances نشان می‌دهد که تطبیق نوع محصول با ظرفیت آبی هر منطقه می‌تواند مصرف آب کشاورزی را بین ۲۰ تا ۴۰ درصد کاهش دهد، اما تجربه جهانی نیز نشان می‌دهد که اجرای موفق چنین سیاستی مستلزم وجود مشوق‌های اقتصادی، بیمه‌های کشاورزی و حمایت از درآمد کشاورزان است، بدون این سازوکارها، مقاومت اجتماعی در برابر تغییر الگوی کشت افزایش می‌یابد.

در بخش دیگری از سخنان، یزدیان اصفهان را نمونه‌ای موفق معرفی می‌کند و می‌گوید: اصفهان با سابقه طولانی در مدیریت مصرف و مشارکت مثال‌زدنی مردم در صرفه‌جویی، به عنوان الگویی موفق در سطح کشور پیشتاز بوده است، این ارزیابی زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که سخنان محمد خلجی را نیز در کنار آن قرار دهیم.

آب در نقطه تصمیم

محمد خلجی، مدیر دفتر حفاظت از منابع آب شرکت آب منطقه‌ای اصفهان نیز تصویری دقیق‌تر و عملیاتی‌تر از وضعیت اصفهان ارائه می‌دهد، او تأکید می‌کند: بحران آب‌های زیرزمینی استان اصفهان ریشه در دهه‌ها برداشت بی‌رویه، خشکسالی‌های متوالی و نبود تعادل در آبخوان‌ها دارد، این توصیف به طور دقیق با یافته‌های هیدروژئولوژیک بین‌المللی همخوان است. گزارش‌های متعدد World Bank و UNESCO نشان می‌دهد که افت آبخوان‌ها در بسیاری از مناطق خشک جهان نه نتیجه یک عامل منفرد، بلکه محصول هم‌زمان برداشت بیش از ظرفیت، تغییرات اقلیمی و ضعف حکمرانی منابع آب است.

مهم‌ترین دستاوردی که خلجی بر آن تأکید می‌کند، برخورد با چاه‌های غیرمجاز است، او می‌گوید: طی سال گذشته ۸۴۰ حلقه چاه غیرمجاز مسدود شد و این اقدام به صرفه‌جویی هشت میلیون مترمکعبی در برداشت از منابع زیرزمینی منجر شده است، همچنین یادآور می‌شود: از ابتدای اجرای طرح در سال ۱۳۸۶، بیش از ۱۱ هزار حلقه چاه غیرمجاز مسلوب‌المنفعه شده و حجم صرفه‌جویی تجمعی به بیش از ۲۳۰ میلیون مترمکعب رسیده است.»

از منظر حکمرانی منابع طبیعی، این ارقام نشان‌دهنده اهمیت اجرای قانون در کنار سیاست‌های فرهنگی است. پژوهش‌های منتشرشده در Nature Water و Water Resources Research نشان داده‌اند که در اغلب کشورهایی که با بحران آب زیرزمینی مواجه بوده‌اند، کنترل برداشت‌های غیرقانونی یکی از پیش‌شرط‌های احیای آبخوان‌ها بوده است. هیچ برنامه افزایش بهره‌وری نمی‌تواند در شرایطی موفق شود که برداشت‌های غیرمجاز همچنان ادامه داشته باشد.

خلجی سپس به اصلاح پروانه‌های بهره‌برداری اشاره کرده و می‌گوید: سال گذشته حدود ۹۰۰ پروانه تعدیل شد که صرفه‌جویی حدود ۵۰ میلیون مترمکعبی را در پروانه‌های صادرشده به همراه داشته است و همچنین از سال ۱۳۹۵ بیش از ۲۳ هزار پروانه بهره‌برداری چاه کشاورزی اصلاح و تعدیل شده و صرفه‌جویی تجمعی از این محل به حدود یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون مترمکعب رسیده است.

این ارقام از منظر اقتصادی بسیار قابل توجه هستند، بسیاری از کشورها برای دستیابی به چنین میزان صرفه‌جویی، ناچار به اجرای پروژه‌های زیرساختی بسیار پرهزینه شده‌اند، در حالی که تجربه اصفهان نشان می‌دهد اصلاح نظام تخصیص و نظارت می‌تواند نتایج چشمگیری به همراه داشته باشد.

نکته دیگری که در هر دو مجموعه اظهارات به چشم می‌خورد، نقش فناوری است، یزدیان تأکید می‌کند: استفاده از ابزارهای هوشمند و فناوری‌های نوین می‌تواند نقش مؤثری در کاهش مصرف ایفا کند و بهره‌وری را افزایش دهد، خلجی نیز در سطح اجرایی اعلام می‌کند: طی سال گذشته ۱۱۵۰ کنتور هوشمند بر چاه‌ها نصب شد» و در مجموع «حدود ۱۰ هزار و ۸۹۵ کنتور حجمی هوشمند و ۵۶۵ کنتور هوشمند آب و برق روی چاه‌های بهره‌برداری استان نصب شده است.

این همگرایی میان سیاست‌گذاری و اجرا اهمیت ویژه‌ای دارد، گزارش‌های MIT Sloan Management Review و Harvard Business Review طی سال‌های اخیر بارها نشان داده‌اند که دیجیتالی‌سازی مدیریت منابع، یکی از بزرگ‌ترین محرک‌های بهره‌وری در بخش کشاورزی است، سنجش لحظه‌ای مصرف، پایش هوشمند و تحلیل داده‌های برداشت، امکان تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد را فراهم می‌کند و از اتلاف منابع جلوگیری می‌کند.

در عین حال، خلجی واقعیتی را نیز یادآور می‌شود که نباید نادیده گرفته شود: بیش از ۸۰ درصد آب استان در بخش کشاورزی مصرف می‌شود.» این آمار نشان می‌دهد که هرچند بهره‌وری در همه بخش‌ها ضروری است، اما بدون اصلاح ساختار مصرف در کشاورزی، حل بحران آب ناممکن خواهد بود.

در همین راستا، او از وجود حدود ۱۰ هزار و ۸۴۰ حلقه چاه غیرمجاز فعال با تخلیه ۱۴۸ میلیون مترمکعب خبر می‌دهد، این عدد به‌خوبی نشان می‌دهد که با وجود پیشرفت‌های حاصل‌شده، ابعاد مسئله همچنان بسیار بزرگ است. به عبارت دیگر، دستاوردهای مدیریتی مهم بوده‌اند، اما هنوز فاصله قابل توجهی تا پایداری منابع آب زیرزمینی وجود دارد.

یکی از جنبه‌های کمتر مورد توجه اما مهم در سخنان خلجی، راه‌اندازی «میز آب» است، او توضیح می‌دهد: هدف اصلی ایجاد هماهنگی کامل میان بخش‌های آب و برق است تا از طریق افزایش هم‌افزایی و پایش دقیق مصارف، پایداری تأمین آب و انرژی برای بخش کشاورزی تضمین شود.

این رویکرد به طور دقیق با مفهوم «پیوند آب، انرژی و غذا» (Water-Energy-Food Nexus) که در ادبیات علمی بین‌المللی جایگاه مهمی یافته، همخوانی دارد، پژوهش‌های Nature Energy و OECD نشان می‌دهد تصمیم‌گیری جداگانه درباره آب و انرژی اغلب به ناکارآمدی‌های گسترده منجر می‌شود، هماهنگ‌سازی این دو حوزه می‌تواند هم مصرف آب و هم مصرف انرژی را کاهش دهد و تاب‌آوری سیستم کشاورزی را افزایش دهد.

آب در نقطه تصمیم

خلجی همچنین بر اهمیت مشارکت عمومی تأکید کرده و می‌گوید: از مردم اصفهان درخواست داریم که همچون گذشته در مصرف بهینه آب و برق همکاری کنند، این تأکید مکمل سخنان یزدیان درباره ضرورت تغییر رفتار مصرفی است، ادبیات جدید سیاست‌گذاری عمومی نیز نشان می‌دهد که موفقیت برنامه‌های مدیریت منابع تنها زمانی پایدار خواهد بود که شهروندان خود را بخشی از راه‌حل بدانند، نه صرفاً مخاطب محدودیت‌ها و مقررات.

در نهایت، مجموعه سخنان این دو مقام را می‌توان در قالب یک تحول مهم در رویکرد مدیریت آب ایران تفسیر کرد، اگر در دهه‌های گذشته راه‌حل غالب، توسعه عرضه آب از طریق سدسازی، انتقال بین‌حوضه‌ای و گسترش زیرساخت‌ها بود، اکنون محور بحث به سمت مدیریت تقاضا، بهره‌وری، حکمرانی داده‌محور، کنترل برداشت‌ها و اصلاح رفتار مصرفی حرکت کرده است.

پیام اصلی یزدیان آن است که ایران هنوز فرصت دارد بدون تحمیل هزینه‌های هنگفت اقتصادی، بخشی از بحران آب را از طریق افزایش بهره‌وری مدیریت کند. پیام اصلی خلجی نیز این است که این مسیر تنها در سطح نظری باقی نمانده و نمونه‌هایی از اجرای آن در اصفهان در حال شکل‌گیری است؛ از مسدودسازی چاه‌های غیرمجاز و اصلاح پروانه‌ها گرفته تا استقرار کنتورهای هوشمند و ایجاد سازوکارهای هماهنگی میان آب و برق.

با این حال، شواهد علمی جهانی نیز هشدار می‌دهند که موفقیت این راهبردها وابسته به تداوم سیاسی، انسجام نهادی، سرمایه اجتماعی و اجرای مستمر قوانین است، بحران آب پدیده‌ای نیست که با یک برنامه کوتاه‌مدت یا چند اقدام اجرایی محدود حل شود، آنچه از دل سخنان این دو مقام برمی‌آید، در واقع تصویری از یک گذار بزرگ است؛ گذار از مدیریت عرضه به مدیریت تقاضا، از توسعه فیزیکی به بهره‌وری، و از نگاه بخشی به حکمرانی یکپارچه منابع. اگر این گذار با جدیت دنبال شود، می‌تواند نه‌تنها امنیت آبی، بلکه امنیت غذایی، ثبات اقتصادی و پایداری اجتماعی کشور را در دهه‌های آینده تحت تأثیر قرار دهد؛ اما اگر همان‌گونه که یزدیان هشدار می‌دهد تعلل در اجرای طرح‌هایی همچون الگوی کشت و کاهش تلفات شبکه آبرسانی ادامه یابد، هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی بحران آب می‌تواند بسیار فراتر از ظرفیت‌های جبرانی کشور باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *