مجله آنلاین سرمایه‌گذاری و اقتصاد20 مرداد 1405

اقتصاد گلخانه‌ای؛ راهبرد تاب‌آوری در عصر خشکسالی

اقتصاد گلخانه‌ای؛ راهبرد تاب‌آوری در عصر خشکسالی

به گزارش خبرگزاری ایمنا، توسعه کشت گلخانه‌ای در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین راهبردهای ارتقای بهره‌وری و پایداری بخش کشاورزی تبدیل شده است؛ رویکردی که با ایجاد محیطی کنترل‌شده برای رشد گیاه، امکان مدیریت دقیق آب، دما، رطوبت و تغذیه را فراهم کرده و ضمن کاهش هدررفت منابع، زمینه افزایش کیفیت و تداوم تولید را حتی در شرایط نامساعد اقلیمی مهیا ساخته است.

پیشرفت فناوری‌های نوین از جمله آبیاری قطره‌ای، سامانه‌های هوشمند کنترل اقلیم، سنسورهای رطوبت و سیستم‌های بازیافت آب، نقش مهمی در بهینه‌سازی مصرف منابع ایفا کرده است. این فناوری‌ها علاوه بر کاهش مصرف آب و انرژی، بهره‌وری تولید را افزایش داده و ارزش افزوده بیشتری از هر واحد آب، زمین و نهاده‌های کشاورزی ایجاد می‌کنند؛ موضوعی که کشت گلخانه‌ای را به یکی از کارآمدترین الگوهای تولید در کشاورزی نوین تبدیل کرده است.

همزمان با گسترش این شیوه تولید و عبور سطح گلخانه‌های کشور از ۲۶ هزار هکتار، کشت گلخانه‌ای جایگاه خود را به‌عنوان یکی از ارکان کشاورزی پایدار تثبیت کرده است، افزایش چندبرابری عملکرد نسبت به کشت فضای باز، مدیریت دقیق مصرف کود و سموم، توسعه استفاده از کودهای ارگانیک و بسترهای کشت زیست‌پایه و تولید محصولات سالم‌تر، از مهم‌ترین مزیت‌های این الگوی تولید به شمار می‌رود.

بنابراین در اقتصادهای خشک، کشاورزی دیگر فقط مسئله تولید نیست؛ مسئله بقا، تخصیص بهینه منابع و بازتعریف مزیت رقابتی است، اصفهان امروز در همین نقطه ایستاده است: استانی که بنا بر گفته مقام‌هایش، تنها حدود پنج درصد از اراضی آن قابلیت کشت دارد، اما در همین فضای محدود توانسته است یکی از بزرگ‌ترین خوشه‌های گلخانه‌ای کشور را شکل دهد. این واقعیت، کشت گلخانه‌ای را از یک انتخاب فنی به یک راهبرد اقتصادی و امنیت غذایی تبدیل می‌کند؛ راهبردی که هم به خشکسالی پاسخ می‌دهد و هم به بی‌ثباتی بازار، انرژی و حتی ژئوپلیتیک.

اقتصاد گلخانه‌ای؛ راهبرد تاب‌آوری در عصر خشکسالی

آنچه از مجموعه اظهارات سه مقام مسئول در اصفهان برمی‌آید، فقط گزارش رشد یک بخش تولیدی نیست، بلکه تصویر یک تغییر پارادایم است. از یک سو، احمدرضا رئیس‌زاده مدیر امور باغبانی سازمان جهاد کشاورزی استان از رسیدن سطح گلخانه‌های استان طی یک دهه اخیر به حدود سه هزار و ۲۷۰ هکتار و تولید ۴۱۷ هزار تن انواع محصولات سبزی و صیفی گلخانه‌ای سخن می‌گوید.

از سوی دیگر، کورش خسروی معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری بر ضرورت پیوند این بخش با نوآوری و فناوری تأکید می‌کند؛ و در نهایت، ایرج حیدری رئیس سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی، این توسعه را در چارچوبی نهادی و سرمایه‌گذاری‌محور توضیح می‌دهد. کنار هم گذاشتن این سه روایت، یک نتیجه روشن دارد: گلخانه در اصفهان دیگر فقط محل تولید نیست، بلکه واحدی برای مدیریت ریسک، خلق ارزش افزوده و ورود به بازارهای منطقه‌ای است.

اعداد صادراتی این موضوع را روشن‌تر می‌کنند، به طوری‌که رئیس‌زاده تصریح می‌کند که ۸۰ درصد محصولات گلخانه‌ای استان صادر می‌شود و می‌افزاید: بر اساس آمارها، سالانه بیش از ۱۰۰ هزار تن محصولات گلخانه‌ای شامل انواع فلفل دلمه‌ای رنگی، گوجه‌فرنگی و بادمجان از اصفهان صادر می‌شود، ارزآوری صادرات محصولات گلخانه‌ای اصفهان به ۴۰ میلیون دلار رسیده است.

این ارقام مهم‌اند، اما اهمیت واقعی آنها فقط در حجم نیست؛ در نوع محصول و منطق تولید است. محصولاتی مانند فلفل دلمه‌ای رنگی و گوجه‌فرنگی گلخانه‌ای، به‌دلیل یکنواختی، استانداردپذیری و امکان کنترل کیفیت، با منطق تجارت بین‌المللی سازگارترند. در ادبیات اقتصاد کشاورزی، این همان گذار از تولید حجمی به تولید ارزش‌محور است.

در اینجا تفاوت گلخانه با کشت فضای باز فقط در مصرف آب نیست. مزیت اصلی در امکان کنترل هم‌زمان چند متغیر است: آب، دما، رطوبت، تغذیه، سلامت گیاه و زمان عرضه. وقتی تولید از نوسان اقلیم جدا می‌شود، کیفیت قابل پیش‌بینی‌تر و برنامه‌ریزی برای بازار آسان‌تر می‌شود. به همین دلیل است که گلخانه‌ها در مناطق خشک، فقط یک ابزار صرفه‌جویی آبی نیستند؛ آنها ابزار تبدیل هر واحد آب، زمین و انرژی به محصولی با ارزش افزوده بالاترند. این همان منطق بهره‌وری کل عوامل در قالبی کشاورزی است.

اما روایت اصفهان در نقطه صادرات متوقف نمی‌شود، بلکه رئیس‌زاده توضیح می‌دهد که بسیاری از محصولات باغی، گلخانه‌ای و گیاهان دارویی استان نیز در صنایع تبدیلی به کار گرفته می‌شوند و این محصولات یا خشک می‌شود یا پودر می‌گردد یا به صورت فرآوری‌شده مانند کمپوت، کنسرو و رب مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این بخش از سخنان او از منظر سیاست صنعتی اهمیت ویژه دارد، چراکه مسئله فقط تولید محصول خام نیست؛ موضوع این است که استان چگونه می‌تواند با توسعه زنجیره ارزش، نوسان قیمت محصول تازه را کاهش دهد، ضایعات را کم کند و سهم بیشتری از ارزش نهایی را در داخل استان نگه دارد، این دقیقاً همان جایی است که ادبیات اقتصاد چرخشی و توصیه‌های McKinsey Global Institute به کار می‌آیند؛ ضایعات کشاورزی، اگر درست مدیریت شود، می‌تواند به ماده اولیه برای نهاده‌های جدید، خوراک دامی، کمپوست یا فرآورده‌های صنعتی بدل شود.

در این میان، بازارهای هدف نیز معنا دارد و مدیر امور باغبانی سازمان جهاد کشاورزی استان به صراحت می‌گوید: روسیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس از مشتریان اصلی محصولات گلخانه‌های استان هستند. این گزاره، هم فرصت است و هم هشدار. فرصت از آن جهت که اصفهان از موقعیت جغرافیایی و شبکه لجستیکی مناسبی برای صادرات به این بازارها برخوردار است؛ هشدار از آن جهت که تمرکز بیش از حد بر چند بازار محدود، استان را در برابر شوک‌های سیاسی، ارزی و حمل‌ونقلی آسیب‌پذیر می‌کند.

اهمیت تاب‌آوری زمانی پررنگ‌تر می‌شود که رئیس‌زاده به تجربه جنگ اخیر اشاره می‌کند: با توجه به شرایط جنگی که تجربه کردیم، در بخش گلخانه‌ها آسیب‌هایی وارد شد، چند مورد گزارش از اصابت پرتابه‌ها یا سقوط بعضی پهپادها به اطراف گلخانه‌ها وجود داشت که خسارت آن‌ها برآورد شد، اما در حد قابل توجهی نبود و مشکل خاصی ایجاد نکرد. این بخش، فراتر از یک گزارش حادثه، یادآور این واقعیت است که زیرساخت کشاورزی امروز از ژئوپلیتیک جدا نیست. گلخانه مدرن، به‌دلیل سرمایه‌بر بودن و وابستگی به انرژی و سامانه‌های کنترلی، نسبت به شوک‌های بیرونی حساس است. بنابراین در تحلیل‌های سیاست‌گذاری، امنیت غذایی دیگر فقط به میزان بارش یا سطح زیرکشت وابسته نیست؛ به ثبات فیزیکی، انرژی و لجستیک هم وابسته است.

اقتصاد گلخانه‌ای؛ راهبرد تاب‌آوری در عصر خشکسالی

در سوی دیگر، کورش خسروی معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری اصفهان تصویر فناوری‌محور آینده را ترسیم می‌کند. او با اشاره به مساحت سه‌هزار و ۱۰۰ هکتاری گلخانه‌های استان می‌گوید این استان بزرگ‌ترین سطح کشت گلخانه‌ای کشور را دارد و سپس از تشکیل باشگاه کشاورزی مدرن سخن می‌گوید؛ نهادی که قرار است متشکل از بزرگ‌ترین و برترین گلخانه‌داران، کشاورزان پیشرو، دانشگاه‌های بزرگ، سازمان‌های دولتی و تشکل‌های غیردولتی بخش کشاورزی باشد و از شرکت‌های فناور، استارتاپ‌ها و تیم‌های نوآور دعوت به همکاری کند.

سه اولویتی که خسروی مطرح می‌کند، نیز به طور دقیق بازتاب همین نگاه است، زیرا او از سازه‌های اقلیم‌سازگار سخن می‌گوید؛ یعنی فناوری طراحی و ساخت گلخانه‌هایی سازگار با محیط زیست، خودپایدار و کم‌مصرف در آب و انرژی. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که پژوهش‌های Nature Energy و Science بر آن تأکید دارد: اگر گلخانه از نظر مصرف انرژی بهینه نشود، بخشی از مزیت آبی آن با هزینه انرژی از بین می‌رود. به بیان دیگر، گلخانه پایدار فقط گلخانه‌ای نیست که آب کمتری مصرف کند؛ باید در کل زنجیره مصرف انرژی، تهویه، گرمایش، سرمایش و مصالح ساختمانی هم کارآمد باشد. اینجا مسئله، به‌خصوص در اقلیم گرم و خشک، فقط فنی نیست؛ اقتصادی هم هست، چون هزینه انرژی می‌تواند حاشیه سود را از بین ببرد.

اولویت دوم خسروی، مدیریت ضایعات کشاورزی و فناوری تبدیل ضایعات گلخانه‌ها، مزارع و باغات به محصولات ارزشمند است. این گزاره، از منظر سیاست صنعتی، اهمیت دوچندان دارد، زیرا به استان اجازه می‌دهد از منطق دفع ضایعات به منطق خلق درآمد برسد.

در جهان امروز، کشاورزی هوشمند فقط به معنی افزایش عملکرد نیست؛ به معنی کاهش تلفات پس از برداشت، استفاده مجدد از مواد آلی، تولید کمپوست و حتی استخراج مواد زیستی از پسماندهاست. این همان منطق اقتصاد چرخشی است که آن را یکی از ابزارهای اصلی رشد سبز می‌دانند. در استانی که با محدودیت منابع آب و خاک روبه‌رو است، هر کیلو ضایعه‌ای که به ارزش تبدیل شود، درواقع به افزایش تاب‌آوری سیستم کمک کرده است.

در این میان، اولویت سوم، مدیریت بهینه انرژی است؛ یا به تعبیر معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری اصفهان، راهکارهای نوآورانه برای کاهش مصرف آب و انرژی، افزایش بهره‌وری و استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر. این جمله، نقطه اتصال همه سخنان فوق است. بدون انرژی پایدار، گلخانه پایدار معنا ندارد. بدون سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر، کنترل اقلیم در گلخانه به هزینه‌ای تبدیل می‌شود که تنها با یارانه یا نوسان قیمت قابل تحمل است.

تجربه جهانی نشان داده که اتصال گلخانه‌ها به انرژی خورشیدی، سامانه‌های ذخیره‌سازی و مدیریت هوشمند بار، می‌تواند وابستگی به شبکه را کاهش دهد و ریسک قطعی را پایین بیاورد، بنابراین آنچه خسروی پیشنهاد می‌کند، فقط یک برنامه فناورانه نیست؛ یک بازطراحی نهادی برای پیوند دادن کشاورزی، انرژی و نوآوری است.

اقتصاد گلخانه‌ای؛ راهبرد تاب‌آوری در عصر خشکسالی

در همین راستا، ایرج حیدری رئیس سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی استان، بعد اداری و نهادی این تحول را توضیح می‌دهد. او می‌گوید: با وجود اینکه تنها حدود پنج درصد از اراضی استان قابلیت کشت دارد، اصفهان در تولید و صادرات محصولات گلخانه‌ای جایگاهی ویژه دارد.

او سپس درباره صدور ۱۴ هزار و ۷۳۰ پروانه در بخش گلخانه، شامل تأسیس، بهره‌برداری می‌افزاید: اکنون دو هزار و ۸۷۵ گلخانه فعال با سطح زیرکشت بیش از یک‌هزار و ۵۸۰ هکتار در استان دارای پروانه بهره‌برداری هستند. این داده‌ها، در نگاه اول ممکن است با رقم ۳۱۰۰ یا ۳۲۷۰ هکتاری مقام‌های دیگر ناسازگار به نظر برسد، اما درواقع لایه‌های مختلف یک واقعیت را نشان می‌دهد که مساحت کل، سطح در حال بهره‌برداری و سطح دارای مجوز لزوماً یکسان نیستند. همین تفاوت، خود یک نشانه مهم از پیچیدگی حکمرانی در بخش کشاورزی است.

حیدری وقتی می‌گوید: کشاورزی امروز ماهیتی صنعتی، هوشمند و دانش‌بنیان پیدا کرده است، درواقع از یک دگرگونی عمیق‌تر خبر می‌دهد که کشاورزی در این نگاه دیگر مجموعه‌ای از فعالیت‌های سنتی و پراکنده نیست؛ یک صنعت مدیریت‌شده با داده، فناوری، مجوز، سرمایه و نظارت فنی است.

او همچنین تصریح می‌کند: این سازمان در عمل دروازه ورود سرمایه‌گذاری به بخش کشاورزی است و یادآور می‌شود که زمان صدور مجوزها از حدود ۹۰ روز به کمتر از ۲۰ روز کاهش یافته است. این کاهش، برای هر تحلیلگر سیاست عمومی اهمیت دارد، چرا که در اقتصادهای تورمی و پرریسک، زمان خود بخشی از هزینه سرمایه‌گذاری است. هر روز تأخیر، هزینه فرصت و عدم قطعیت را بالا می‌برد.

اما حیدری، موانع را هم پنهان نمی‌کند، او از خشکسالی، محدودیت منابع آب و خاک، قطعی برق و گاز، افزایش هزینه تجهیزات و رشد قیمت نهاده‌ها سخن می‌گوید و تأکید می‌کند: این بخش به دلیل ارتباط مستقیم با امنیت غذایی، به ثبات بیشتر در تأمین انرژی و حمایت‌های مالی نیاز دارد. این جمله، شاید مهم‌ترین نقطه تلاقی اقتصاد و امنیت باشد.

او یک هشدار مهم دیگر هم می‌دهد: صدور پروانه تأسیس به معنای اجرای کامل طرح نیست و بخشی از سرمایه‌گذاران به‌دلیل افزایش هزینه تجهیزات، کمبود تسهیلات و مشکلات اقتصادی، موفق به تکمیل پروژه‌ها و دریافت پروانه بهره‌برداری نمی‌شود. این جمله، چکیده شکاف میان سیاست و اجراست. صدور مجوز، به‌تنهایی، تولید نمی‌آورد. اگر تأمین مالی، برق، گاز، تجهیزات و بازار وجود نداشته باشد، پروژه روی کاغذ می‌ماند. به همین دلیل است که مسئله گلخانه در اصفهان فقط مسئله «تعداد مجوز» نیست، بلکه مسئله تکمیل زنجیره سرمایه‌گذاری است، همین جاست که سیاست‌گذار باید از جشن گرفتن برای آمار اداری فاصله بگیرد و به حل مسئله واقعی بپردازد: تبدیل مجوز به ظرفیت عملیاتی.

جمع‌بندی این سخنان نشان می‌دهد که اصفهان در حال ساختن مدلی است که می‌توان آن را کشاورزی تاب‌آورِ فناورانه نامید. این مدل بر سه پایه استوار است: اول، بهره‌گیری حداکثری از آب و زمین در اقلیمی محدود؛ دوم، اتصال تولید به فناوری، دانشگاه و بخش خصوصی؛ و سوم، پیوند دادن کشاورزی با امنیت انرژی، صادرات و مدیریت ریسک. از این منظر، گلخانه در اصفهان فقط محلی برای تولید سبزی و صیفی نیست، بلکه بخشی از معماری جدید توسعه منطقه‌ای است. اگر این مسیر با سرمایه‌گذاری، زیرساخت، انرژی پایدار و فناوری ادامه پیدا کند، اصفهان می‌تواند از دل کم‌آبی، یک مزیت رقابتی پایدار بسازد و اگر این حلقه‌ها از هم جدا بمانند، بزرگ‌ترین سطح زیرکشت گلخانه‌ای کشور هم به‌تنهایی ضامن پایداری نخواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *