مجله آنلاین سرمایه‌گذاری و اقتصاد14 شهریور 1405

تحریم‌های آمریکا چطور به ضد خودش تبدیل می‌شود؟

تحریم‌های آمریکا چطور به ضد خودش تبدیل می‌شود؟

به گزارش خبرگزاری ایمنا و به نقل از المیادین، دولت دونالد ترامپ در حالی تلاش دارد بدون تشدید مستقیم درگیری نظامی، اقتصاد ایران را تحت فشار قرار دهد که سیاست تحریم‌های آمریکا علیه ایران، روسیه، چین و دیگر رقبای واشنگتن، بیش از گذشته با یک آزمون جدی مواجه شده است.

در سال ۲۰۲۶، آمریکا پس از دهه‌ها تقابل با تهران، با شرایطی روبه‌رو شده که با هدف اولیه سیاست فشار حداکثری این کشور فاصله دارد؛ به جای فروپاشی جمهوری اسلامی، ساختار سیاسی ایران همچنان پابرجاست و تهران نیز توانسته بخش قابل توجهی از ظرفیت‌های منطقه‌ای و اقتصادی خود را حفظ کند.

این شرایط در حالی رقم خورده است که آمریکا نه‌تنها نتوانسته سلطه بلامنازع خود بر منطقه خلیج فارس را تثبیت کند، بلکه اکنون با واقعیتی مواجه است که نقش ایران در معادلات امنیتی و اقتصادی این منطقه را پررنگ‌تر از گذشته کرده است.

یکی از مهم‌ترین نقاط این معادله، تنگه هرمز است؛ آبراهی که اهمیت آن برای اقتصاد جهانی به اندازه‌ای است که هرگونه اختلال پایدار در عبور انرژی از آن می‌تواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد.

تحریم؛ سلاحی که ممکن است علیه آمریکا عمل کند

در چنین شرایطی، دولت ترامپ تلاش کرده است ابزار تحریم‌های اقتصادی را بار دیگر به سلاح اصلی خود علیه تهران تبدیل کند. واشنگتن در هفته‌های اخیر از طرحی موسوم به «عملیات طرد اقتصادی» رونمایی کرده است؛ طرحی که هدف آن قطع مسیرهای باقی‌مانده ارتباط اقتصادی ایران با جهان عنوان شده است.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، این سیاست را با هدف تشدید فشار بر شبکه‌های مالی و تجاری ایران دنبال می‌کند. دولت آمریکا همچنین اعلام کرده است کشورها و شرکت‌هایی که به تعامل اقتصادی با تهران ادامه دهند، ممکن است با تحریم‌های ثانویه مواجه شوند و دسترسی آنها به نظام مالی مبتنی بر دلار محدود شود.

این رویکرد در روزهای اخیر وارد مرحله جدیدی شده است. واشنگتن چهارم سپتامبر ۲۰۲۶ تحریم‌هایی را علیه یک بانک سرمایه‌گذاری ترکیه و شرکت‌های وابسته به آن اعمال کرد و مدعی شد این مجموعه‌ها در انتقال درآمدهای نفتی ایران از چین نقش داشته‌اند. این اقدام، نخستین مورد هدف قرار گرفتن یک نهاد اقتصادی در یکی از کشورهای عضو ناتو در چارچوب این کارزار عنوان شده است.

با این حال، گسترش دامنه تحریم‌ها یک پرسش اساسی را پیش روی واشنگتن قرار داده است: تحریم‌ها تا چه اندازه می‌توانند اقتصاد ایران را تحت فشار قرار دهند، بدون آنکه هزینه این سیاست برای خود آمریکا و متحدانش افزایش پیدا کند؟

واشنگتن در برابر چین و روسیه

تهدید تحریم‌های ثانویه تنها متوجه شرکای کوچک و متوسط اقتصادی ایران نیست. چین و روسیه نیز در معرض فشارهای واشنگتن قرار گرفته‌اند؛ کشورهایی که بخش قابل توجهی از روابط اقتصادی خود با تهران را حفظ کرده‌اند.

در این میان، چین اهمیت ویژه‌ای دارد. پکن یکی از مهم‌ترین خریداران نفت ایران است و شبکه‌های تجاری و مالی میان دو کشور، یکی از مسیرهای اصلی ادامه صادرات نفت ایران محسوب می‌شود. گزارش‌های اخیر نیز نشان می‌دهد واشنگتن در اعمال فشار بر چین با احتیاط بیشتری عمل کرده است؛ چراکه برخورد مستقیم با اقتصاد چین می‌تواند هزینه‌ای فراتر از ظرفیت سیاست تحریمی آمریکا ایجاد کند.

تشدید جدایی اقتصادی میان آمریکا و چین، پیامدهای جنگ تعرفه‌ای واشنگتن با دیگر کشورها و اختلافات فزاینده در بلوک اقتصادی آمریکای شمالی، همگی شرایطی را ایجاد کرده‌اند که اعمال تحریم‌های گسترده‌تر علیه شرکای ایران می‌تواند برای آمریکا پرهزینه باشد.

در صورت اجرای تحریم‌های ثانویه علیه بازیگران بزرگ اقتصادی، واشنگتن ممکن است نه‌تنها با واکنش چین، بلکه با مجموعه‌ای از اقدامات متقابل از سوی روسیه، ترکیه، هند، پاکستان و دیگر کشورهایی مواجه شود که منافع اقتصادی و انرژی آنها با تنگه هرمز گره خورده است.

ایران نیز ابزارهای اقتصادی خود را دارد

در سوی دیگر این معادله، ایران نیز صرفاً در موضع دفاع اقتصادی قرار ندارد. تهران سیاست جدید آمریکا را یک قمار پرریسک می‌داند و در مقابل، تهدید کرده است کشورهایی که در محاصره اقتصادی ایران مشارکت کنند، با واکنش تهران مواجه خواهند شد.

اهمیت این تهدید زمانی بیشتر می‌شود که نقش تنگه هرمز در اقتصاد جهانی در نظر گرفته شود. بخش قابل توجهی از نفت و گاز جهان و همچنین مواد اولیه مورد نیاز صنایع مختلف از این مسیر عبور می‌کند؛ بنابراین هرگونه اختلال در تردد از این آبراه می‌تواند قیمت انرژی و هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل را در بسیاری از کشورها افزایش دهد.

از همین رو، برای بسیاری از کشورهای جهان، حفظ ثبات و باز بودن مسیرهای تجاری تنگه هرمز ممکن است اهمیت بیشتری از همراهی با سیاست فشار حداکثری آمریکا علیه تهران داشته باشد.

تحریم‌ها در نقطه آزمون

در نهایت، سیاست جدید واشنگتن با یک دو راهی مواجه است؛ یا تحریم‌های گسترده‌تر می‌توانند ایران را وادار به تغییر رفتار کنند یا نتیجه معکوس داده و محدودیت‌های قدرت اقتصادی آمریکا را آشکار کنند.

سناریوی دیگری نیز وجود دارد: تشدید فشارهای اقتصادی ممکن است جهان را بیش از گذشته به سمت شکل‌گیری نظام‌های اقتصادی موازی سوق دهد؛ نظام‌هایی که در آنها وابستگی به دلار و شبکه مالی تحت کنترل آمریکا کاهش پیدا می‌کند.

این همان نقطه‌ای است که سیاست تحریم می‌تواند به جای تقویت قدرت واشنگتن، به عاملی برای کاهش آن تبدیل شود. هرچه آمریکا دامنه استفاده از دلار و دسترسی به نظام مالی خود را به‌عنوان ابزار فشار گسترش دهد، انگیزه کشورهای دیگر برای ایجاد مسیرهای جایگزین مالی و تجاری نیز افزایش پیدا می‌کند.

از این منظر، مسئله تنها تحریم ایران نیست؛ بلکه آزمون بزرگ‌تر، آینده جایگاه دلار در اقتصاد جهانی و میزان توانایی آمریکا برای استفاده از نظام مالی خود به‌عنوان ابزار فشار سیاسی است.

اگر فشارهای اقتصادی واشنگتن در نهایت به شکل‌گیری شبکه‌های تجاری و مالی مستقل از آمریکا منجر شود، ممکن است موفقیت ظاهری سیاست تحریم، در بلندمدت هزینه‌ای سنگین‌تر از شکست آن برای واشنگتن داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *