مجله آنلاین سرمایه‌گذاری و اقتصاد2 شهریور 1405

تقویت تاب‌آوری شبکه؛ وعده توقف خاموشی‌های خانگی از مهر

تقویت تاب‌آوری شبکه؛ وعده توقف خاموشی‌های خانگی از مهر

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در تابستانی که گرما دیگر تنها یک تجربه آب‌وهوایی نیست و به آزمونی برای تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی بدل شده، مدیریت مصرف برق از سطح یک توصیه اقتصادی فراتر می‌رود و به معیاری برای بلوغ اجتماعی تبدیل می‌شود. برق، برخلاف بسیاری از کالاهای روزمره، در لحظه مصرف تنها به یک خانه یا یک فرد تعلق ندارد؛ هر کیلووات‌ساعتی که بی‌محابا مصرف می‌شود، می‌تواند از پایداری یک شبکه ملی بکاهد و هر صرفه‌جویی کوچک، در مقیاس جمعی، به سپری برای استمرار زندگی عادی بدل شود.

همین جاست که موضوع مصرف برق، از ساحت فردی بیرون می‌آید و به اخلاق عمومی و مسئولیت مشترک گره می‌خورد. گزارش آژانس بین‌المللی انرژی می‌گوید تقاضای برق برای سرمایش فضای داخلی از ۲۰۱۵ حدود ۵۰ درصد رشد کرده و به نزدیک ۲۹۰۰ تراوات‌ساعت رسیده است، رقمی که از کل تقاضای برق اتحادیه اروپا نیز فراتر می‌رود، این داده تنها یک آمار نیست؛ نشانه آن است که گرمایش اقلیم، مصرف برق را از یک متغیر خانگی به یک مسئله ژئواقتصادی تبدیل کرده و هر رفتار مصرفی در خانه، مستقیم به تراز تاب‌آوری شبکه پیوند خورده است.

از همین نگاه، خانواده نخستین میدان سیاست‌گذاری نانوشته انرژی است، تجربه نشان می‌دهد الگوی مصرف، پیش از آنکه با بخشنامه و تعرفه اصلاح شود، در عادت‌های روزمره شکل می‌گیرد؛ جایی که والدین، آگاهانه یا ناآگاهانه، سبک روبه‌رو نسل بعد با منابع را تعیین می‌کنند. خاموش کردن چراغ اضافی، تنظیم منطقی کولر، پرهیز از روشن گذاشتن وسایل غیرضروری و انتخاب تجهیزات کم‌مصرف، در ظاهر خرد و پیش‌پاافتاده‌اند، اما در واقع واحدهای سازنده یک فرهنگ‌اند.

در چنین چشم‌اندازی، تفاوت میان صرفه‌جویی فردی و هم‌افزایی جمعی تعیین‌کننده است. یک لامپ خاموش، یک درجه افزایش در ترموستات، یا خاموش کردن دستگاهی که ضرورتی برای روشن ماندنش نیست، به‌تنهایی معجزه نمی‌کند؛ اما وقتی میلیون‌ها بار تکرار شود، به ظرفیت پنهانی تبدیل می‌شود که از ساخت نیروگاه جدید نیز کم‌هزینه‌تر و سریع‌تر است. بنابراین، مدیریت مصرف، از منظر اقتصاد سیاسی انرژی، نوعی پیشگیری از اتلاف سرمایه ملی است.

با این حال، مسئولیت در این میدان نباید فقط بر دوش خانواده‌ها باقی بماند. مجتمع‌های تجاری، ساختمان‌های اداری، مراکز درمانی، اصناف و دستگاه‌های اجرایی نیز باید در همان منطق پاسخ‌گویی قرار گیرند. روشن ماندن نمای ساختمان‌ها، تابلوهای تبلیغاتی یا سامانه‌های سرمایشی غیرضروری، در زمانی که شبکه زیر فشار است، تنها یک خطای فنی نیست؛ شکلی از بی‌اعتنایی به منافع عمومی است.

اهمیت این نکته در آن است که اعتماد اجتماعی، به‌ویژه در شرایط فشار، با معیار عدالت در توزیع تکلیف سنجیده می‌شود. اگر از مردم انتظار صرفه‌جویی می‌رود، نهادهای بزرگ‌تر باید نخستین پایبندان به آن باشند. این هماهنگی، نه تنها از بار پیک می‌کاهد، بلکه حس مشارکت در یک هدف ملی را تقویت می‌کند؛ هدفی که همان پایداری شبکه و استمرار خدمت‌رسانی است.

نکته تعیین‌کننده دیگر آن است که مدیریت مصرف، در عصر جدید برق، به معنای توقف استفاده از انرژی نیست، بلکه به معنای استفاده هوشمندانه از آن است. در چنین جهانی، کشورهایی موفق‌تر خواهند بود که نه فقط ظرفیت تولید، بلکه انعطاف‌پذیری مصرف را هم توسعه دهند، این یعنی شبکه آینده به همان اندازه که به نیروگاه نیاز دارد، به شهروند آگاه، ساختمان کارآمد و نهاد پاسخ‌گو محتاج است. از این منظر، هر خانواده‌ای که مصرف برق را معقول تنظیم می‌کند، هر مدیری که روشنایی غیرضروری را می‌کاهد و هر کسب‌وکاری که بار مصرف خود را در ساعات اوج مدیریت می‌کند، در واقع به حکمرانی بهتر انرژی کمک می‌کند.

پایداری شبکه برق؛ از مدیریت هوشمند بار تا تقویت تولید، انتقال و مشارکت مشترکان

بنابراین برنامه‌ریزی برای عبور پایدار از روزهای گرم پایانی تابستان، هم‌زمان با هدف‌گذاری برای توقف خاموشی‌های خانگی از ابتدای مهر، تصویری از تمرکز صنعت برق بر افزایش تاب‌آوری شبکه، توزیع متوازن انرژی و مشارکت مشترکان در مدیریت تقاضا ارائه می‌دهد. اظهارات مسئولان ملی و استانی نشان می‌دهد که سیاست‌گذار برق، در کنار بازسازی ظرفیت‌های آسیب‌دیده و توسعه زیرساخت انتقال، مدیریت مصرف را به‌عنوان ابزاری عملیاتی برای حفظ تداوم خدمت‌رسانی در دوره اوج بار دنبال می‌کند.

در اقتصاد کلان نوین، زیرساخت انرژی تنها مجموعه‌ای از دارایی‌های فیزیکی، توربین‌ها و دکل‌های انتقال تعریف نمی‌شود؛ بلکه ستون فقرات بهره‌وری سرمایه، ثبات اجتماعی و پایداری زنجیره‌های ارزش صنعتی به شمار می‌رود. مطالعات نهادهای بین‌المللی از جمله گزارش‌های ساختاری و انتشارات مرجع نشان می‌دهد که قابلیت اطمینان شبکه برق پیوندی مستقیم و غیرقابل‌تفکیک با نرخ رشد تولید ناخالص داخلی و هزینه‌های حاشیه‌ای تولید در بنگاه‌های اقتصادی دارد. هرگونه ناپایداری یا خاموشی برنامه‌ریزی‌شده، به مثابه تحمیل مالیات ضمنی بر بدنه تولید و انحراف شدید در تخصیص بهینه منابع عمل می‌کند.

بررسی فنی و سیاستی وضعیت کنونی شبکه برق ایران در کانون تلاقی دو گفتمان راهبردی قرار گرفته است: از یک سو، سطح سیاست‌گذاری ملی و قانون‌گذاری در پارلمان با تمرکز بر ناترازی کلان، عدالت در توزیع بار، بازسازی آسیب‌ها، توسعه تجدیدپذیرها و معماری شبکه انتقال، و از سوی دیگر، سطح مدیریت عملیاتی و استانی با تمرکز بر مدیریت سمت تقاضا، رفتارهای مصرف‌کننده، راندمان نیروگاهی و گلوگاه‌های اکوسیستم آب و سوخت. صورت‌بندی دقیق این تلاقی ساختاری، از خلال بررسی اظهارات دو مقام ارشد حوزه برق—رضا سپه‌وند، سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، و داوود قاسمی، سخنگوی صنعت برق استان اصفهان—فرصتی کم‌نظیر برای تحلیل علمی و تجربی مدیریت بحران، ریسک‌های سیستمی و راهبردهای گذار انرژی در بستر ادبیات روز اقتصاد و مهندسی سیستم‌ها فراهم می‌آورد.

نظریه شبکه‌های به‌هم‌پیوسته و چالش عدالت در تخصیص بار

توزیع انرژی الکتریکی در ابعاد یک کشور، نمونه‌ای کلاسیک از مدیریت سیستم‌های پیچیده انطباقی است، رضا سپه‌وند با اشاره به پیگیری موضوع عدالت در توزیع محدودیت‌ها تأکید می‌کند که کمیسیون انرژی مجلس در جلسه با مسئولان وزارت نیرو بر رعایت عدالت در خاموشی‌ها تأکید کرده است. به گفته او، وزارت نیرو با ارائه گزارش و راه‌اندازی سامانه مرتبط، اعلام کرده است که عدالت در خاموشی‌ها رعایت می‌شود. در اجرای برنامه‌های خاموشی به طور معمول یک انحراف معیار هم وجود دارد؛ بنابراین ممکن است در بعضی مناطق بیشتر و در برخی نواحی کمتر برق قطع شود، این موضوع نشان‌دهنده توجه به تفاوت‌های فنی، عملیاتی و شرایط شبکه در مناطق مختلف کشور است.»

از دیدگاه اقتصاد رفاه و پژوهش‌های منتشر شده مفهوم «عدالت در خاموشی» از منظر ریاضی و فنی با مفهوم برابری جغرافیایی مطلق در تضاد قرار می‌گیرد، در شبکه‌های توان، جریان برق تابع قوانین کیرشهف و ظرفیت فیزیکی شین‌ها و خطوط انتقال است، نه مرزهای اداری یا سیاسی. اشاره سپه‌وند به وجود «انحراف معیار» بازتاب‌دهنده واقعیت مهندسی است؛ پدیده‌ای که در متون IEEE Transactions on Power Systems تحت عنوان محدودیت‌های پخش بار بهینه ایمن شناخته می‌شود. در مناطقی که گره‌های حساس شبکه واقع شده‌اند یا ولتاژ در معرض افت شدید قرار دارد، مدیران شبکه ناگزیرند محدودیت‌های بیشتری اعمال کنند تا کل سیستم از خطر فروپاشی آبشاری مصون بماند. بنابراین، عدالت توزیعی در زیرساخت‌های حیاتی، نه به معنای خاموشی مساوی، بلکه به معنای حداقل‌سازی هزینه اجتماعی کل و حفظ پایداری سیستم با در نظر گرفتن ملاحظات فیزیولوژیکی و زیست‌محیطی مناطق گرمسیری تعریف می‌شود.

تنگنای خطوط انتقال فوق‌توزیع و یکپارچه‌سازی شریان‌های ملی

پایداری دینامیکی شبکه مستلزم انتقال روان توان از قطب‌های تولید به مراکز اصلی بار است که سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس به شکاف زیرساختی در این حوزه اشاره کرده و تصریح می‌کند: شبکه انتقال برق در بخش شمالی و جنوبی کشور هنوز به گونه‌ای نیست که اتصال کامل برقرار باشد. به یک خط انتقال ۷۰۰ کیلوولت نیاز داریم که بتواند برق شمال و جنوب کشور را به یکدیگر متصل کند؛ این موضوع هم برای ایجاد پایداری شبکه و هم برای توزیع پایدار و متوازن برق در کل کشور اهمیت دارد.

این تحلیل به‌طور کامل بر ادبیات مدرن مهندسی سیستم‌های انرژی منطبق است؛ مقاله‌ای تحلیلی در نشریه Science پیرامون شبکه‌های فوق‌فشارقوی (UHV) تأکید می‌کند که توسعه خطوط انتقال با ولتاژ بالاتر از ۷۰۰ یا ۷۶۵ کیلوولت تلفات ژولی (I۲RI^۲RI۲R) را به حداقل رسانده و ظرفیت تبادل توان میان‌منطقه‌ای را به صورت غیرخطی افزایش می‌دهد. ایران با داشتن جغرافیای وسیع و عدم تطابق جغرافیایی میان مراکز عمده تولید (نیروگاه‌های حرارتی جنوب، خلیج فارس و منابع خورشیدی فلات مرکزی) و مراکز پرجمعیت و صنعتی مصرف در مرکز و شمال، نیازمند «ابرشبکه» انتقال است. گزارش‌های تحلیلی McKinsey Global Institute نشان می‌دهند که بدون توسعه شبکه‌های انتقال ولتاژبالا، سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌های تجدیدپذیر یا حرارتی جدید دچار حبس تولید شده و بازدهی اقتصادی کل اکوسیستم به شدت تضعیف می‌شود.

اقتصاد تاب‌آوری؛ بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده و مهار ناترازی

حفظ زیرساخت‌ها در شرایط بحران و شوک‌های بیرونی، سنگ‌بنای تئوری تاب‌آوری انرژی است و سپه‌وند با اشاره به شرایط جنوب کشور تشریح می‌کند که آسیب به نیروگاه‌ها در این منطقه بیشتر بوده است، اما بخشی از این آسیب‌ها بازسازی شده و باید به مدار بازگردد. او با اشاره به پیامدهای تنش‌ها تصریح می‌کند: در پی این رویدادها، بخشی از ظرفیت تولید برق کشور کاهش یافته بود، اما با تلاش‌های جهادی و اقدامات بسیار خوبی که بلافاصله پس از جنگ برای بازسازی و بازگرداندن نیروگاه‌ها به مدار انجام شد، روند جبران خسارت‌ها شتاب گرفت. گزارش‌ها نشان می‌دهد ناترازی برق کشور که سال گذشته در حدود ۱۵ هزار مگاوات بود، امسال علیرغم شرایط جنگی، به زیر ۱۰ هزار مگاوات کاهش یافته است. به همین دلیل، خاموشی‌های بخش خانگی به ندرت رخ می‌دهد و کمتر خواهد شد. وی در ادامه هدف‌گذاری قطعی حاکمیت را بیان کرده و اعلام می‌کند: قرار بر این است که از اول مهر دیگر خاموشی در بخش خانگی به هیچ‌وجه نداشته باشیم.

بر اساس پژوهش‌های منتشرشده در Nature Sustainability، بازتوانی سریع تأسیسات زیربنایی پس از بحران‌ها، مستلزم چابکی سازمانی و هماهنگی میان‌دستگاهی است، کاهش ناترازی از سطح ۱۵ گیگاوات به زیر ۱۰ گیگاوات در بستر اقتصادی تحریم و تنش، بیانگر به‌کارگیری ظرفیت‌های نامی و افزایش نرخ بهره‌برداری فیزیکی است. با این حال، همان‌طور که داوود قاسمی، سخنگوی صنعت برق اصفهان اشاره می‌کند، میان ظرفیت نامی و توان واقعی همواره شکافی عمیق وجود دارد؛ ظرفیت نصب‌شده نیروگاه‌های کشور حدود ۱۰۱ هزار مگاوات است، اما با توجه به راندمان‌ها، بیشترین ظرفیت تولید تجربه‌شده در سال جاری حدود ۶۸ هزار مگاوات بوده است.

تحلیل این ارقام از منظر ترمودینامیک و اقتصاد مهندسی که در مقالات Nature Energy به آن پرداخته می‌شود، نشان می‌دهد راندمان نیروگاه‌های حرارتی تابعی از استهلاک پره‌ها، تکنولوژی توربین‌ها و به ویژه دمای محیط است. به ازای هر یک درجه افزایش دمای هوا بالاتر از شرایط استاندارد (ISO)، ظرفیت قابل‌دسترس توربین‌های گاز به دلیل کاهش چگالی هوای ورودی بین ۰.۵ تا ۱ درصد افت می‌کند. از این رو، اختلاف میان ۱۰۱ هزار مگاوات نامی و ۶۸ هزار مگاوات واقعی، بازتاب‌دهنده ترکیب فرسودگی، اقلیم گرم و خشک، و سهم ناکافی سیکل‌های ترکیبی با راندمان بالا است؛ واقعیتی که ناترازی واقعی را نیازمند مدیریت ترکیبی عرضه و تقاضا می‌سازد.

بهینه‌سازی بار صنعتی و پیامدهای پایداری بر زنجیره ارزش

اقتصاد توسعه تأکید می‌کند که مدیریت بار نباید موتور محرک رشد اقتصادی را متوقف سازد. بر اساس تحلیل‌های Wall Street Journal و Financial Times، قطعی‌های مکرر برق در بخش صنایع پایه (فولاد، سیمان و پتروشیمی)، علاوه بر تحمیل خسارات سنگین به خطوط پیوسته تولید، موجب نوسان در شاخص‌های بورس کالا، افت درآمدهای ارزی و افزایش بهای تمام‌شده محصولات نهایی می‌شود.

در راستای کاهش این آسیب‌ها، سپه‌وند اعلام می‌کند: میزان قطعی برق صنایع که سال گذشته دو روز در هفته بود، در روزهای اخیر با ابلاغیه جدید به یک روز در هفته کاهش یافته است. همچنین در بخش پتروشیمی‌ها که سال گذشته امکان تأمین برق مناسب برای آن‌ها وجود نداشت، امسال با برنامه‌ریزی انجام‌شده، ۱۰۰۰ مگاوات برق پایدار تخصیص یافته است. در سطح استانی نیز قاسمی با تأیید این جهت‌گیری راهبردی تشریح می‌کند: در بخش صنایع نیز با دستور رئیس‌جمهور، حدود ۴۸ شهرک صنعتی از دو روز مدیریت بار به یک روز کاهش پیدا کردند. این شهرک‌ها از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت و با توجه به نوع تولیدات و میزان آسیب‌پذیری آن‌ها انتخاب شدند. تمام سعی ما بر این است که پایداری شبکه را برای سایر مشترکین نیز حفظ کنیم.

مطالعات OECD و Harvard Business Review پیرامون انعطاف‌پذیری صنعتی نشان می‌دهند که اولویت‌بندی صنایع بر مبنای حساسیت فرآیندی و ارزش‌افزوده ناخالص، هزینه‌های اقتصادی مدیریت اضطراری بار را تا ۴۰ درصد کاهش می‌دهد. کاهش خاموشی صنایع به یک روز و تخصیص توان پایدار به پتروشیمی‌ها گامی در جهت بیشینه‌سازی بهره‌وری انرژی است، زیرا این بخش‌ها نقشی کلیدی در زنجیره تأمین ارزی و مواد اولیه ایفا می‌کنند.

مقیاس‌پذیری انرژی‌های تجدیدپذیر و دینامیک شبکه

توسعه منابع انرژی تجدیدپذیر، محوری‌ترین راهبرد گذار انرژی در هزاره سوم به شمار می‌رود که سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس با ارائه داده‌های عملکردی اظهار می‌دارد: ظرف دو سال اخیر، ظرفیت تولید برق تجدیدپذیر به‌ویژه برق خورشیدی از ۱۲۰۰ مگاوات به ۵۸۰۰ مگاوات افزایش یافته است و در حال حاضر نیز به طور متوسط هفته‌ای ۱۰۰ مگاوات برق خورشیدی جدید وارد مدار می‌شود. براساس پیش‌بینی‌ها و برنامه‌ریزی‌های وزارت نیرو، تا پایان سال ۱۴۰۵ بیش از ۱۲ هزار مگاوات برق تجدیدپذیر به شبکه سراسری متصل خواهد شد.

بررسی‌های Nature Energy و Science Advances تأیید می‌کنند که انرژی فتوولتائیک به دلیل همبستگی مستقیم با منحنی مصرف پیک روزانه (به واسطه استفاده از چیلرها و سیستم‌های سرمایشی در اوج تابش آفتاب)، بهترین راه‌حل برای پیک‌سایی محسوب می‌شود. ورود هفتگی ۱۰۰ مگاوات برق خورشیدی بیانگر شتاب‌گیری سرمایه‌گذاری و اجرای طرح‌های خورشیدی است. با این حال، تحلیلگران MIT Sloan Management Review هشدار می‌دهند که مدیریت ماهیت متناوب و نوسانی انرژی‌های نو مستلزم ارتقای سامانه‌های ذخیره‌سازی، انعطاف‌پذیری واحدهای حرارتی و مدیریت سریع فرکانس است؛ مؤلفه‌ای که انتقال متوازن شبکه را بیش از پیش حیاتی می‌سازد.

داده‌کاوی، هوش مصنوعی و اتوماسیون پایش لحظه‌ای

مدیریت مدرن شبکه نیازمند گذار از مدل‌های نظارتی سنتی (SCADA ایزوله) به بسترهای جامع مبتنی بر اینترنت اشیاء (IoT) و هوش مصنوعی است که سپه‌وند با تشریح دستاورد جدید در پایش شبکه اعلام می‌کند: در این سامانه که بر پایه هوش مصنوعی طراحی شده است، وضعیت تمامی سدها، نیروگاه‌های بزرگ و کوچک، حتی نیروگاه‌های خورشیدی مقیاس کوچک چند کیلوواتی خانگی، خطوط انتقال و پست‌های برق کشور به صورت هوشمند پایش می‌شود. اطلاعات این سامانه در بازه‌های زمانی بسیار کوتاه، از ۵ ثانیه تا حداکثر ۵ دقیقه، به‌روزرسانی می‌شود و مدیران می‌توانند با دسترسی لحظه‌ای به داده‌هایی نظیر حجم آب موجود در سدها، میزان ورودی آب و پیش‌بینی‌های هواشناسی، برای پایداری شبکه در هفته‌ها و ماه‌های آینده برنامه‌ریزی دقیق‌تری انجام دهند.

قاسمی نیز هم‌راستا با این تغییر پارادایم تصریح می‌کند که ناترازی برق با «هوشمندسازی شبکه، کنترل‌های دیجیتال و برنامه‌های مدون مدیریت بار» مدیریت شده است. این مقام استانی با معرفی یک پروژه شاخص اضافه می‌کند: طرح مهتاب یا مدیریت هوشمند تلفات انرژی از طرح‌های موفق در این حوزه است؛ در این طرح در کشور نیز به همین منوال عمل شد و بسیاری از انشعابات غیرمجاز شناسایی و دستگاه‌های اندازه‌گیری و کنترل‌های دستکاری‌شده یا خراب شناسایی و جایگزین شد. بیش از ۲ هزار تا ۲ هزار و ۵۰۰ مگاوات ظرفیت از طریق همین طرح مهتاب به شبکه کشور اضافه شد و به پایداری شبکه کمک کرد.

اقتصاد نهادی و مهار سوءاستفاده از یارانه‌های پنهان انرژی

پدیده استخراج غیرمجاز رمزارز در اقتصادهای با یارانه سنگین انرژی، یکی از پیچیده‌ترین مسائل اقتصاد نهادی و شکست نظارتی است که سپه‌وند با انتقاد شدید از این رویه تشریح می‌کند: گزارش‌ها حاکی از آن است که حدود ۲۰۰۰ مگاوات برق کشور به صورت غیرمجاز توسط ماینرها بلعیده می‌شود، به طوری که در یک نمونه تأسف‌بار، در یکی از شهرک‌های صنعتی استان‌های کشور، مشخص شد که ۶۰ درصد برق مصرفی کل شهرک به استخراج رمزارز اختصاص یافته بود که با آن برخورد و تجهیزات مربوطه جمع‌آوری شد، استفاده از سهمیه برق یارانه‌ای کارخانه‌ها برای تولید رمزارز، جفای بزرگی در حق مردم و وزارت نیرو است که شرکت شهرک‌های صنعتی و وزارت صنعت، معدن و تجارت در پایش و برخورد با این تخلفات، همراهی و همکاری کافی نداشته‌اند و انتظار می‌رود وزارت صمت در این بخش با جدیت و هم‌افزایی بیشتری وارد عمل شود.

از منظر اقتصاد خرد و نظریه انتخاب عمومی، اختلاف فاحش میان تعرفه دستوری برق صنعتی و ارزش جهانی بیت‌کوین، رانتی عظیم ایجاد می‌کند که انگیزه رفتارهای فرصت‌طلبانه را به شدت تقویت می‌نماید. مصرف ۲۰۰۰ مگاواتی رمزارزهای غیرمجاز معادل خروجی دو نیروگاه بزرگ هسته‌ای یا حرارتی کشور است. مطالعات World Bank تأکید دارند که مقابله با چنین آربیتراژهای مخربی صرفاً با اقدامات پلیسی ممکن نیست، بلکه نیازمند اصلاحات تعرفه‌ای، استقرار کنتورهای هوشمند با پایش لحظه‌ای دبی جریان و همکاری بین‌بخشی میان وزارتخانه‌های صنعت و نیرو است.

تقاطع شکننده انرژی و محیط زیست؛ بحران سوخت زمستانه و آب

پیوند آب و انرژی و ریسک سبد سوخت نیروگاهی، پایداری شبکه را در تمام فصول تهدید می‌کند که سپه‌وند با هشدار نسبت به ناترازی گاز در ماه‌های پیش‌رو خاطرنشان می‌کند: طبق گزارش وزارت نفت و شرکت ملی گاز، پیش‌بینی می‌شود در زمستان پیش‌رو تحویل گاز طبیعی به نیروگاه‌ها نسبت به سال گذشته با کاهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی مواجه شود. کمیسیون انرژی برای پیشگیری از بروز مشکل در تولید برق حرارتی، هماهنگی‌های لازم را میان وزارتخانه‌های نیرو و نفت دنبال می‌کند تا این کسری از طریق ذخیره‌سازی و تأمین به‌موقع سوخت‌های جایگزین، شامل گازوئیل و ال‌پی‌جی، جبران شود و پایداری شبکه در زمستان حفظ شود.

در تحلیل ابعاد استانی این بحران، داوود قاسمی محدودیت‌های فنی شهریور را تبیین کرده و می‌گوید: مدیریت مصرف برق و اجرای برنامه‌های مرتبط با آن تا پایان شهریور در این استان ادامه خواهد داشت، اما میزان خاموشی‌ها تابع شرایط شبکه است، با توجه به تداوم گرمای هوا، محدودیت منابع آبی و کاهش امکان استفاده از ظرفیت برخی نیروگاه‌های برق‌آبی، همچنین ضرورت انجام تعمیرات دوره‌ای در تعدادی از نیروگاه‌های حرارتی که طی ماه‌های گذشته به‌صورت مستمر در مدار تولید بوده‌اند، استمرار برنامه‌های مدیریت مصرف در شهریورماه برای حفظ پایداری شبکه برق، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. شهریور از نظر صنعت برق همچنان ماهی حساس محسوب می‌شود زیرا گرمای هوا می‌تواند موجب استمرار مصرف بالا شود و از سوی دیگر، در این مقطع بخشی از ظرفیت تولید برق به دلایل فنی و عملیاتی، از جمله محدودیت منابع آبی نیروگاه‌های برق‌آبی و انجام تعمیرات دوره‌ای نیروگاه‌های حرارتی، در دسترس کامل نیست.

قاسمی همچنین ساختار سوخت نیروگاهی و معضلات آلایندگی را با صراحت تشریح می‌کند: حدود ۹۰ درصد نیروگاه‌های کشور سوخت اولشان گاز است و تقریبی ۱۵ تا ۱۶ درصد آن‌ها سوخت دومشان مازوت است. برخی نیز گازوئیل دارند. بخش مازوت نیروگاه اصفهان سال‌هاست پلمب شده، اما در نیروگاه شهید منتظری با توجه به محدودیت‌های گاز و دستور مدیریت شبکه، در بخشی از واحدها از سوخت دوم برای تأمین ظرفیت تولید استفاده می‌شود.

این اظهارات ابعاد درهم‌تنیده یک بحران زیست‌محیطی-اقتصادی را آشکار می‌سازد. مقالات تحلیلی Nature Sustainability بیان می‌کنند که وابستگی ۹۰ درصدی تولید برق به گاز طبیعی، شبکه را در برابر نوسانات مصرف بخش خانگی در زمستان فوق‌العاده آسیب‌پذیر می‌سازد. افت ۳۰ تا ۵۰ درصدی گاز تحویلی به معنای اجبار در سوزاندن میلیاردها لیتر سوخت مایع (گازوئیل و مازوت) است که نه تنها هزینه‌های سنگین لجستیکی و مالی به بار می‌آورد، بلکه اثرات خارجی منفی شدیدی در قالب آلودگی هوا و تهدید سلامت عمومی در کلان‌شهرهایی نظیر اصفهان ایجاد می‌کند.

اقتصاد رفتاری و پاسخ تقاضا در سطح خرد

در چارچوب مدیریت مصرف مدرن، مشترکان از مصرف‌کنندگان منفعل به بازیگران فعال تبدیل می‌شوند که قاسمی با تأکید بر عدم قطعیت خاموشی‌ها و محوریت همکاری مردمی می‌گوید: برنامه مدیریت مصرف به معنای قطعی بودن خاموشی برای مشترکان نیست؛ بلکه این برنامه ابزاری برای ایجاد تعادل میان تولید و مصرف و حفظ پایداری شبکه است، بنابراین هر میزان که مشترکان در مدیریت مصرف، به‌ویژه در ساعات اوج بار، همکاری بیشتری داشته باشند، نیاز به اعمال محدودیت نیز کاهش خواهد یافت، چراکه مشترکان خانگی، تجاری، اداری و صنعتی می‌توانند با کاهش مصارف غیرضروری و انتقال بخشی از فعالیت‌های قابل جابه‌جایی به ساعات کم‌باری، در کاهش فشار بر شبکه نقش مؤثری داشته باشند.

وی با ارائه راهکارهای فنی در بخش سرمایش اضافه می‌کند: یکی از مهم‌ترین مصارف در دوره گرما، تجهیزات سرمایشی است و تنظیم دمای کولرهای گازی روی ۲۵ درجه، استفاده صحیح از کولرهای آبی، جلوگیری از ورود هوای گرم به ساختمان و سرویس و نگهداری مناسب تجهیزات سرمایشی، می‌تواند بدون کاهش محسوس آسایش، مصرف برق را به شکل قابل توجهی کاهش دهد، البته او تأثیر تجمعی این اقدامات را برمی‌شمارد: اگر همه در شهریور، تنها بخشی از مصارف غیرضروری خود را مدیریت کنیم، همین رفتارهای کوچک در مقیاس میلیون‌ها مشترک می‌تواند به کاهش بار شبکه، حفظ پایداری شبکه و کاهش نیاز به اعمال محدودیت‌های برق کمک کند، پیام ما به مردم روشن بوده و مدیریت مصرف برای عبور ایمن و پایدار از روزهای گرم شهریورماه است؛ هرچه مصرف را هوشمندانه‌تر مدیریت کنیم، امکان تأمین برق پایدار برای همه بیشتر خواهد بود. همکاری مردم در سراسر کشور به صرفه‌جویی ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ مگاواتی منجر شده است؛ میزانی که معادل ظرفیت حدود ۱.۵ برابر نیروگاه شهید منتظری اصفهان است، این صرفه‌جویی کمک کرد تا مدیریت در بخش‌های مختلف انجام شود.

سخنگوی صنعت برق اصفهان همچنین نسبت به دینامیک بازیابی بار هشدار می‌دهد: در صورت قطع برق، بهتر است تجهیزات پرمصرف مانند کولرهای گازی، پمپ‌ها، آبگرمکن‌های برقی و سایر وسایل دارای موتور یا کمپرسور خاموش باشند، پس از وصل برق نیز از روشن کردن هم‌زمان همه تجهیزات پرمصرف خودداری شود و وسایل به‌صورت تدریجی وارد مدار شوند. چند دقیقه صبر و روشن کردن تدریجی وسایل می‌تواند به پایداری بیشتر شبکه و کاهش احتمال بروز محدودیت‌های مجدد کمک کند، هدف صنعت برق، تأمین پایدار برق مشترکان با کمترین میزان محدودیت است و برنامه‌های مدیریت مصرف نیز با همین هدف اجرا می‌شود. شرایط تولید، میزان مصرف، وضعیت منابع تولید و شرایط شبکه به صورت مستمر پایش می‌شود و میزان و نحوه اعمال محدودیت‌ها تابع شرایط واقعی شبکه خواهد بود.»

از منظر اقتصاد رفتاری و نظریه «سقلمه» بررسی می‌شود، تغییرات کوچک در رفتارهای روزمره بدون کاهش مطلوبیت مصرف‌کننده مانند تنظیم ترموستات روی ۲۵ درجه یا وارد کردن تدریجی بار موتورها پس از قطع برق به منظور جلوگیری از پدیده Cold Load Pickup و جریان هجومی اولیه می‌تواند فشارهای بحرانی بر شبکه را خنثی کند. صرفه‌جویی ۲۰۰۰ مگاواتی نشان می‌دهد پاسخگویی تقاضا (Demand Response) در صورت بسترسازی فرهنگی و اطلاع‌رسانی شفاف، کارآمدترین و کم‌هزینه‌ترین ابزار مهار پیک به حساب می‌آید.

مدیریت استانی اصفهان به عنوان یکی از قطب‌های اصلی صنعت و جمعیت، نمایی عینی از ماتریس پیچیده پایداری را به نمایش می‌گذارد و قاسمی وضعیت جاری این استان را تشریح می‌کند: از نیمه مرداد در بخش خانگی اصفهان تقریباً برنامه خاموشی کاهش یافته است اما تعادل تولید و مصرف همچنان ضروری است. اگر همکاری مردم ادامه یابد، برنامه‌های خاموشی خانگی تا پایان ماه و ماه آینده تعدیل خواهد شد. شرایط آب‌وهوایی، میزان تولید، تقاضای مصرف در بخش‌های مختلف و همکاری مشترکان در مدیریت مصرف، می‌تواند میزان خاموشی‌ها را در بخش خانگی و دیگر حوزه‌ها کاهش دهد. برنامه‌های خاموشی منظم دوساعته، از ساعت ۱۰ صبح تا ۶ صبح و تا ۱۲ شب، بسته به شرایط شبکه، همچنان وجود دارد. سعی ما این است که اگر شرایط شبکه مناسب باشد، کمترین آسیب به مشترکین در بخش‌های مختلف وارد شود و به جریان زندگی، شغل و کسب‌وکارشان کمک کنیم.

ارزیابی راهبردی و چشم‌انداز نهایی

سخنان این دو مقام مسئول، بازتاب‌دهنده واقعیت‌های پیچیده صنعت انرژی ایران در گذار از یک بحران ساختاری است. پایداری شبکه برق کشور بر یک راهکار تک‌بعدی متکی نیست؛ بلکه پازلی چندوجهی شامل ارتقای بازدهی و بازسازی ضربتی زیرساخت‌ها، تقویت شریان‌های انتقال ۷۰۰ کیلوولتی، توسعه شتابان فتوولتائیک تا سقف ۱۲ هزار مگاوات، حاکمیت داده‌ها و هوش مصنوعی در پایش ۵ ثانیه‌ای، کنترل شدید فعالیت‌های غیرمجاز رمزارز و استقرار سامانه‌های نوین مدیریت تلفات نظیر طرح مهتاب است.

در سطح سیاست‌گذاری کلان و اقتصاد عمومی، این مجموعه اقدامات نشان می‌دهد که عبور از ناترازی نیازمند هماهنگی کامل میان بخش‌های قانون‌گذاری، صنعتی، پتروشیمی و نفت است؛ به ویژه آنکه چالش گاز در زمستان پیش‌رو می‌تواند آزمونی جدی‌تر برای پایداری چرخه توان ملی باشد. همسویی مشارکت هوشمندانه مشترکان در تغییر الگوی مصرف با ابزارهای نوین دیجیتال و بهینه‌سازی فنی شبکه، تنها مدلی است که می‌تواند تاب‌آوری پایدار را برای ساختار اقتصادی و رفاهی جامعه تضمین کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *