مجله آنلاین سرمایه‌گذاری و اقتصاد20 مرداد 1405

صادرات پکن جهان را تکان داد

صادرات پکن جهان را تکان داد

به گزارش خبرگزاری ایمنا، اقتصاد جهان در روزهای اخیر شاهد نشانه‌های تازه‌ای از تغییر موازنه در تجارت بین‌المللی است؛ چین در حالی صادرات خود را با سرعت قابل توجهی افزایش داده که تقاضای داخلی این کشور همچنان با چالش‌هایی روبه‌روست و هم‌زمان صنایع اروپایی، به‌ویژه آلمان، با افزایش رقابت تولیدکنندگان چینی روبه‌رو شده‌اند.

بر اساس تحلیل تازه رویترز، صادرات چین در ژوئیه ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲۴ درصد افزایش یافته و مازاد تجاری این کشور به حدود ۱۱۳ میلیارد دلار رسیده است. این روند در شرایطی رخ می‌دهد که رشد اقتصادی داخلی چین در سه‌ماهه دوم به ۴.۳ درصد رسیده و برخی شاخص‌های تقاضای داخلی همچنان نشانه‌هایی از ضعف را نشان می‌دهند.

«شوک چین ۲» چیست؟

تحلیلگران از این روند با عنوان «شوک چین ۲» یاد می‌کنند؛ اصطلاحی که به موج جدید ورود کالاهای چینی به بازارهای جهانی اشاره دارد، اما این بار ترکیب صادرات چین با دو دهه گذشته تفاوت اساسی دارد.

در موج نخست، کالاهایی همچون پوشاک، لوازم مصرفی و محصولات صنعتی کم‌هزینه بخش عمده صادرات چین را تشکیل می‌دادند. اکنون اما خودروهای برقی، باتری، فناوری‌های سبز و محصولات صنعتی پیشرفته سهم بیشتری در استراتژی صادراتی پکن پیدا کرده‌اند.

این تغییر به معنای آن است که چین دیگر تنها با تولید ارزان، بلکه با ترکیبی از مقیاس تولید، فناوری، زنجیره تأمین و قیمت رقابتی وارد بازارهای جهانی می‌شود. رویترز این تحول را یکی از عوامل مهم در شکل‌گیری برندگان و بازندگان جدید اقتصاد جهانی ارزیابی کرده است.

صادرات چین؛ راهکاری برای ضعف تقاضای داخلی

افزایش صادرات چین در حالی رخ داده که اقتصاد این کشور برای تقویت تقاضای داخلی با چالش روبه‌رو است. در چنین شرایطی، بازارهای خارجی نقش بیشتری در جذب ظرفیت تولید کارخانه‌های چینی پیدا می‌کنند.

شرکت‌های چینی نیز برای مقابله با موانع تجاری و تعرفه‌ای، به سمت تولید در خارج از کشور حرکت کرده‌اند. این راهبرد می‌تواند به شرکت‌های چینی اجازه دهد بخشی از محدودیت‌های تجاری را دور بزنند و در عین حال به بازارهای مصرفی نزدیک‌تر شوند.

شرکت‌هایی همچون BYD و Geely در صنعت خودروهای برقی و CATL در حوزه باتری از جمله بازیگرانی هستند که در این روند مورد توجه قرار گرفته‌اند.

آلمان؛ یکی از نخستین قربانیان تغییر موازنه تجاری

تأثیر این تغییر ساختار تجارت را می‌توان به‌وضوح در اقتصاد آلمان مشاهده کرد.

بر اساس داده‌های اولیه منتشرشده، کسری تجاری آلمان با چین در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ به حدود ۵۵ میلیارد یورو رسیده است؛ رقمی که در مدت مشابه سال گذشته حدود ۴۰ میلیارد یورو بود.

در همین مدت، صادرات آلمان به چین بیش از ۱۲ درصد کاهش پیدا کرد و به کمتر از ۳۷ میلیارد یورو رسید. در مقابل، واردات آلمان از چین با رشد ۸.۹ درصدی به حدود ۹۱.۸ میلیارد یورو افزایش پیدا کرد.

این ارقام نشان می‌دهد رابطه اقتصادی دو کشور در حال تغییر است. چین که برای سال‌ها یکی از بازارهای مهم محصولات صنعتی آلمان بود، اکنون در بسیاری از حوزه‌ها به رقیب تولیدکنندگان آلمانی تبدیل شده است.

فشار مضاعف بر صنعت «ساخت آلمان»

کاهش صادرات آلمان به چین در شرایطی رخ داده که صنایع این کشور با مشکلات دیگری از جمله هزینه بالای انرژی، رقابت جهانی و تغییرات ساختاری صنعت خودرو روبه‌رو هستند.

از سوی دیگر، خودروسازان و شرکت‌های صنعتی چین در حال افزایش توانایی خود برای تولید محصولات پیشرفته هستند. این مسئله می‌تواند مدل سنتی اقتصاد آلمان را که بخش بزرگی از رشد خود را بر صادرات کالاهای صنعتی با ارزش افزوده بالا بنا کرده بود، تحت فشار بیشتری قرار دهد.

رویترز گزارش داده است که چین در حال کاهش وابستگی خود به واردات محصولات صنعتی اروپایی و تقویت زنجیره‌های ارزش داخلی است؛ تغییری که به‌طور مستقیم بر شرکت‌های آلمانی اثر می‌گذارد.

چین مسیر تجارت آسیا و اروپا را نیز تغییر می‌دهد

تحول تنها به کالاها محدود نیست. چین هم‌زمان در حال آزمایش مسیرهای جدید برای انتقال کالا به اروپاست.

بر اساس گزارش فایننشال‌تایمز، شرکت کشتی‌رانی چینی Sea Legend قرار است از ۱۲ اوت یک سرویس هفتگی کانتینری را از مسیر دریای شمال و سواحل قطب شمال روسیه آغاز کند. این مسیر که به «جاده ابریشم یخی» شهرت یافته، می‌تواند زمان حمل‌ونقل میان آسیا و اروپا را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.

این مسیر در عین حال می‌تواند وابستگی تجارت آسیاـاروپا به برخی گلوگاه‌های سنتی دریایی را کاهش دهد؛ موضوعی که در دوره افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیکی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

رقابت چین و غرب وارد مرحله تازه‌ای شد

مجموع این تحولات نشان می‌دهد رقابت اقتصادی چین و غرب از یک اختلاف تجاری ساده فراتر رفته است.

در یک طرف، چین تلاش می‌کند از طریق افزایش صادرات، توسعه فناوری، سرمایه‌گذاری خارجی شرکت‌ها و ایجاد مسیرهای جدید تجاری ظرفیت تولید خود را در بازارهای جهانی حفظ کند.

در طرف دیگر، آمریکا و اروپا با استفاده از تعرفه‌ها، سیاست‌های صنعتی و محدودیت‌های تجاری تلاش می‌کنند از صنایع داخلی خود در برابر افزایش واردات چینی محافظت کنند.

نتیجه این تقابل می‌تواند شکل‌گیری یک اقتصاد جهانی چندقطبی‌تر و منطقه‌ای‌تر باشد؛ اقتصادی که در آن شرکت‌ها دیگر تنها بر اساس کمترین هزینه تولید تصمیم نمی‌گیرند، بلکه ریسک‌های ژئوپلیتیکی، تعرفه‌ها، امنیت زنجیره تأمین و دسترسی به بازار را نیز در محاسبات خود وارد می‌کنند.

«شوک چین ۲»؛ تهدید یا فرصت؟

موج جدید صادرات چین برای اقتصاد جهانی یک شمشیر دولبه است. از یک سو، کالاهای ارزان‌تر و فناوری‌های پیشرفته چینی می‌توانند هزینه مصرف‌کنندگان و هزینه گذار به انرژی پاک را کاهش دهند. از سوی دیگر، ورود گسترده محصولات چینی می‌تواند حاشیه سود و سهم بازار تولیدکنندگان اروپایی و آمریکایی را کاهش دهد.

برای اروپا، به‌ویژه آلمان، مسئله حتی بنیادی‌تر است: آیا مدل اقتصادی برپایه صادرات صنعتی می‌تواند در برابر چینِ فناوری‌محور و صادرات‌گرا دوام بیاورد؟

پاسخ به این پرسش می‌تواند یکی از مهم‌ترین تعیین‌کننده‌های آینده اقتصاد اروپا باشد، داده‌های تجاری جدید چین و آلمان نشان می‌دهد جهان در حال ورود به مرحله‌ای است که در آن رقابت اقتصادی دیگر به‌صرف بر سر قیمت کالاها نیست، بلکه فناوری، زنجیره تأمین، مسیرهای حمل‌ونقل و ظرفیت تولید صنعتی به میدان اصلی رقابت قدرت‌های اقتصادی تبدیل شده‌اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *